زبان وادبیات فارسی

خداوندامرا آن ده، که آن به

+ نوشته شده در  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 0:14  توسط غلام حسین فلکی  | 

 

 
خیز وبرکاسه ی زر آب طربناک انداز
 

خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

پیشتر زان که شود کاسه سر خاک ،انداز

عاقبت منزل ما وادی خاموشان است

حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است

بر رخ او نظر از آینه پاک انداز

به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شوم

ناز از سر بنه و سایه بر این خاک انداز

دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست

از لب خود به شفاخانه تریاک انداز

ملک این مزرعه دانی که ثباتی نکند

آتشی از جگر جام در املاک انداز

غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید

دود آهیش در آیینه ادراک انداز

چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ

وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 22:15  توسط غلام حسین فلکی  | 

آموختنی ها زیادند و عمرکوتاه،پس بهترین هارا بیاموزیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 21:43  توسط غلام حسین فلکی  |