سبک ادبی
یکی از شگردهایی که کلام عادی را تعالی می بخشد وبه سطح والایی می رساندوموجب اعجاب هنری
می شود فن بدیع است .
بدیع علمی است که از وجوه تحسین کلام بحث میکند .
بدیع گاه لفظی است ، گاه معنوی:
اگر روابط کلمات ، آوایی وموسیقایی باشد، از هنر بدیع لفظی استفاده شده است .
اگر تناسب کلمات بر اساس روابط معنایی باشد از هنر بدیع معنوی استفاده شده است.
گاه ادای معنای واحد به شیوه های گوناگون است ؛ که به آن هنر بیان می گویند.
سجع ،جناس و تکرار در بدیع لفظی
ایهام، تلمیح ،مراعات نظیرو...در بدیع معنوی
تشبیه ،استعاره کنایه ومجاز درهنر بیان مطرح می شوند.
اگردر آینه ی شعر حافظ نگاه کنیم نمونه های والای این هنرهای ادبی راملاحظه خواهیم کرد.
حافظ بیشتر به پیرایه ها ی معنوی توجه دارد:
ایهام
آوردن یک لفظ است که از آن دو یا سه معنی برآید.
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
غریب دو معنا دارد:1-نقطه ی مقابل آشنا 2-عجیب ودور از ذهن
مردم چشمم به خون آغشته شد درکجا این ظلم بر انسان کنند
انسان ایهام دارد 1- به معنی آدم 2 - به معنی مردمک
در شعر حافظ ایهام ، از عناصرسبک ساز است.
این موضوع که در ایهام کدام معنی نقش اصلی را دارند بستگی به کلماتی دارد که ارتباط وتناسب بیشتری دارند، اما در شعر حافظ تناسبات هم مساوی است.:
زگریه مردم چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حال مردمان چون است
مردمان که در مصراع دوم ایهام دارد، در هردو معنی انسان و مردمک باکلمات دیگر تناسب دارد.
منابع ومآخذ:1-ذهن وزبان حافظ بهاء الدین خر مشاهی نشر نوتهران62
2-نگاهی تازه به بدیع سیروس شمیسا انتشارات فردوسی تهران چ 72
