نقد و بررسي بخش سوم (بيان) و چهارم (بديع) آرايههاي ادبي سال سوّم انساني
( تهیه کننده خانم معصومه قیاسی دبیرستان شکریه)
الف-نقد و بررسي كلي بخش بيان
1-بخش سوم (بيان) بدون ارائهي توضيحي در خصوص علم بيان، آورده شده است. لازم است مؤلف محترم كتاب براي آشنايي فراگيران، فلسفهي اين بخش را با ذكر اهداف كلي و جزئي و همچنين توضيح مختصري دربارهي علم بيان بياورد.
2-با توّجه به گستردگي نمادها در دروس ادبيات فارسي، لازم است در قسمت بيان، به اين مطلب پرداخته شود.
3-پيشنهاد ميشود بحث استعاره در يك درس قرار گيرد و همچنين مفهوم استعاره (معني لغوي، تعريف و ...) قبل از پرداختن به انواع استعاره بيان شود.
4-پيشنهاد ميشود دروس دوازده و سيزده (حقيقت و مجاز، علاقههاي مجاز) در يك درس گنجانده شود؛ زيرا توضيحاتي كه مؤلف محترم در درس دوازدهم براي شرح و بسط شاهدها ذكر كرده است، در حقيقت به معرفي انواع علاقهها پرداخته است كه در درس سيزدهم فقط نام علاقهها ذكر شده است.
ب-نقد و بررسي كلي بخش بديع
1-در بخش بديع، مؤلف با ذكر شاهد و مثالهايي، (درس پانزده) به معرفي آرايههاي لفظي و آرايههاي معنوي پرداخته است، بدون اينكه به مفهوم علم بديع بپردازد و مرز ميان آرايههاي لفظي و معنوي را مشخص كند.
2-مؤلف محترم، عنوان درس پانزدهم را، موسيقي دروني و معنوي شعر انتخاب نموده است، در حالي كه لازم بود به درس دو كتاب واژهي بيروني را (وزن، قافيه و رديف) اضافه ميكرد تا دانشآموز به درستي متوجه موسيقي بيروني و دروني بشود.
3-مؤلف محترم در بعضي از جملهها به نكات نگارشي و ويرايشي توجه لازم ننموده است كه به نمونههايي از آن در نقد درس به درس اشاره خواهد شد.
4-در درس هفده (موازنه و ترصيع) مبحث جناس بخش دوم و فرعي درس هفدهم قرار گرفته است. با توّجه به اهميت مقولهي جناس و كاربرد آن در ادبيات لازم است جناس و انواع جناس در دو درس جداگانه مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
5-بهتر است عنوان درس هجدهم، جناس و انواع جناس باشد. همچنين اين طرح نه صفحه ميباشد كه تدريس آن در يك جلسه مقدور نيست.
6-درس نوزده (اشتقاق) عنوان فرعي از يك مبحث جناس است و با توّجه به شيوهي درس درسنويسي تدريس اين درس براي يك جلسه زياد است.
7-پيشنهاد ميشود آرايههاي معنوي به تناسب مفهوم، هر دو مبحث در يك درس قرار گيرند. به عنوان مثال: تلميح با تضمين، تضاد با تناقض، لف و نشر با مراعات نظير، حسن تعليل با اغراق و .... .
8-مناجات پايان كتاب در درس اول ادبيّات فارسي سال اول متوسطه آمده است. پيشنهاد ميشود براي ايجاد علاقه و آشنايي بيشتر فراگيران از ديگر مناجاتهاي شيرين ادب فارسي استفاده شود.
9-فعاليت ضمن درس (حين تدريس) به تمامي دروس اضافه شود.
10-تصوير صفحهي 63 كتاب، بهتر است در آغاز درس ده با اندازهي كوچكتر قرار گيرد تا به فهم تصويري دانشآموز كمك كند.
ج-نقد و بررسي درس به درس كتاب آرايههاي ادبي سال سوّم علوم انساني
1-درس هشت: پيشنهاد ميشود درس هشت و نه (تشبيه و تشبيه بليغ) در يك درس بيايد؛ زيرا دانش آموزان در پايهي اول دبيرستان با تشبيه و اركان تشبيه آشنا شدهاند. البته حذف تشبيه مركب از كتاب خالي از ايراد نيست؛ زيرا نمونههاي فراواني از اين نوع تشبيه در كتب ادبيّات فارسي يافت ميشود.
* در صفحهي 54 (كادر آبي)، بند آخر سطر دوم، مؤلف محترم نوشته است: «راز زيبايي تشبيه در هماننديهاي پيش بيني نشدهاي است كه براي انسان كشف ميكند. اين نوع تشبيه كه معمولاً مشبّه به آن از حواس مردم عادي دور است و ...» منظور از اين نوع تشبيه يعني چه؟ جمله اشكال مفهومي دارد. ايرادي كه به اين جمله و جملههايي از اين قبيل وارد است اين است كه نثر را از حالت علمي به صورت توصيفي و انشايي تبديل ميكند و فهم آن را براي فراگير دشوار ميسازد. جملاتي از اين قبيل در متن كتاب فراوان است.
مثال: صفحهي 53 بند سه سطر ششم «براي آن كه اين ادعا با انكار مخاطب رو به رو نشود و ...»
2-درس دهم: مؤلف بدون پرداختن به مقولهي استعاره، به معرفي انواع استعاره پرداخته است.
* صفحهي 62 شاهد شماره (2) ايراد دارد؛ زيرا واژههاي «گل» و «بهار» در سطر اوّل حقيقي نيستند و داراي آرايه تشخيص و استعارهي مكنيّهي تشخيصي ميباشند.
* صفحهي 64 سطر چهارم و پنجم: «پيدايش استعاره مبتني بر فراموشي تشبيه و ...» به كارگيري واژهي فراموشي ايجاد ابهام ميكند؛ زيرا جمله گرفتار نوعي كژتابي ميشود. همچنين در صفحهي 65 سطر هشت و نه بايد حذف گردد.
* سطر يك صفحهي 65 (كادر آبي): «بيان مشبه به و ارادهي تمامي اركان تشبيه» با سطر چهارم صفحهي 64 تناقض معنايي دارد.
* در كادر آبي صفحهي 65 در سطر آخر بيان داشته است: «كه استعاره از درون تشبيه بليغ خلق ميشود.» به نظر مي رسد اين جمله درست نيست؛ زيرا در استعاره تمامي اركان در ذهن اراده ميشود.
3-درس دوازده: ص 75 بند آخر سطر چهارم جملهي «مجاز دايرهي الفاظ را گسترش ميدهد» ايراد دارد. بايد جمله به صورت: «مجاز، سطح معنايي زبان را گسترش دهد» اصلاح شود.
*خودآزمايي ص 78 بيت «چو آشاميدم اين پيمانه را پاك در افتادم ز مستي بر سر خاك» واژهي «خاك» به مجاز نزديك است تا حقيقت. با توّجه به مفهوم شعر معني مجازي دارد و با توّجه به ظاهر معني حقيقت دارد.
*پيشنهاد ميشود بحث علاقههاي مجاز به كلي حذف شود؛ زيرا دانش آموز با توجه به علاقههاي مجاز، استعارهي مصرّحه را با مجاز يكي ميداند و اين دو آرايه براي وي دشوار است.
* ص 82 بيتي از حكيم شفايي ذكر شده است. لازم است در پاورقي ايشان معرفي شود.
4-درس چهارده (كنايه): ص 85 سطر پنجم حملهي: «كنايه يعني بيان نشانهي يك چيز و اراده كردن خود آن چيز. دريافت و فهم كنايه همواره از طريق معني معني صورت ميگيرد» عبارت فوق نادرست است؛ زيرا «چيز» حالت نيست و تركيب «معني معني» نارساست.
* بهتر است توضيحات، شاهد و مثالهاي درس چهاردهم از لحاظ جمله بندي و نوع ارائهي مطالب، تغيير كند. به خاطر حذف مفاهيم «دليل، نشانه و نمونه» در كادر و خلاصهي درس.
5-درس پانزده (واجآرايي): پيشنهاد ميشود در درس واجآرايي شاهدهايي از نثر ذكر گردد.
تصدير و تكرار: خودآزمايي ص 97 بيت دوم (طيران ...) با توّجه به تعريف آرايهي تصدير ايجاد ابهام ميكند.
6-درس شانزدهم (سجع): در شاهد (2) «فرو آيد» واژهي سجع است، در حالي كه در توضيح درس «آيد» واژهي سجع گرفته شده است.
7-درس هجدهم (جناس): پيشنهاد ميشود در درس جناس، مثالهايي از متون نثر ذكر شود.
* پاورقي ص 109: بهتر بود در خصوص توضيح پاورقي ص 109، مؤلف محترم نمونهاي از شعر اهلي شيرازي را براي مثال جناس ذكر ميكرد.
* ص 116 در توضيح مثال سوّم «آ» و «اي» حروف وسط كلمه درنظر گرفته شدهاند، در حالي كه به جاي واژهي وسط، بهتر است، واژهي «ميان» آورده شود و شكل حروف «آ» و «اي»، «ا» و «ي» ميباشد و با اين توضيح، پيشنهاد ميگردد كه عنوان درس به صورت «اختلاف حرف اوّل، ميان و آخر» اصلاح شود.
* در درس جناس ص 118 (جناس ناقص افزايشي) بين واژههاي «شفق، شفقت، رنج و مرنج و ...) افزايش بيشتر از يك حرف است كه پس شرايط جناس ناقص افزايشي را ندارند. حروف اضافه « ــَـ ت» و «م و ــَــ» ميباشد.
7-درس بيست (مراعات نظير): بهتر است واژهي «تناسب» داخل پرانتز به عنوان درس اضافه شود. در ضمن اين درس جزء آرايههاي معنوي ميباشد و با يك تصوير و توضيح مناسب، دانش آموزان را متوجه مطلب نماييد.
-در مبحث تلميح، توضيح شاهد نخست، عبارت «دو نام اسكندر و دارا» كژتابي و ابهام دارد، اصلاح شود.
*ص 129 سطر دوم جملهي «كه بي آن كه سخن وي فهم شود» ناقص است. بهتر است حذف شود.
*همچنين در پايان همين بند، جملهي «او از اين تداعي لذّت ميبرد» كژتابي دارد، مرجع ضمير «او» نامشخص است كه به حافظ بر ميگردد يا به خواننده.
*در بند سوّم سطر چهارم بهتر است بين دو واژهي «زور و زر» حرف عطف «و» اضافه شود.
8-درس بيست و يك ص 133 سطر آخر عبارت «آگاهي او را از معارف اسلامي نيز نشان ميدهد...» داراي كژتابي است.
9-درس بيست و سوّم ص 147 بند دوم جملهي «تا نخست به معني اي كه درست نيست دل خوش كند و سپس معني درست را دريابد» از جهت دستوري و معنايي اشكال دارد.
* ص 150 يك سطر مانده به آخر عبارت «اين شگرد شاعرانه ايهام است» بايد به صورت «اين شگرد شاعرانه ايهام تناسب است» اصلاح شود.
پيشنهادها و راهكارها
1-پيشنهاد ميشود اين كتاب با توّجه به كاربردي بودن آرايهها و همچنين كمك به درك و فهم لطايف ادبي، در سال دوّم رشتهي انساني گنجانده شود.
2-بخشي از مباحث كتاب، در كتابهاي ادبيّات پايههاي دوّم و سوّم به جز رشتهي علوم انساني قرار گيرد تا درك ادبي دانش آموزان بيشتر شود.
3-بهتر است خودآزماييهاي كتاب تغيير اساسي كند. به عنوان مثال، پرسشهاي خودارزيابي، تمرينهاي پژوهش محور و فعاليتهاي دانش آموزي به خودآزماييها، افزوده شود.
4-پيشنهاد ميشود شيوهي ارائهي دروس تغيير كند؛ زيرا تمامي دروس با يك سبك و سياق ارائه شدهاند. بهتر است مؤلف محترم به انواع روشهاي فعال تدريس توجه بيشتري نمايد و از روشهاي مختلف براي ارائهي دروس بهره بگيرد و با آوردن چند شاهد و توضيح شاهدها اكتفا نكند. اين شيوهي ارائهي دروس براي دانشآموز و معلّم تكراري و خسته كننده است و ذهن خلاّق معلم و فراگير را از تلاش و تكاپو باز ميدارد.
5-از زحمات مؤلف محترم به خاطر ذكر شاهدها و مثالهاي متعدد از شاعران سنّتي و نوپرداز قدرداني ميشود؛ زيرا از محاسن برجستهي كتاب ميباشد.
منبع
آرايههاي ادبي (قالبهاي شعر، بيان و بديع) سال سوّم متوسطه نظري (رشته ادبيّات و علوم انساني، كد 1/280، دكتر روحالله هادي، شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، تهران، 1389