همکار شما درمالزی آقای فلکی

دراین دیار فعل ها همه ساده اند فعل مرکبی در کار نیست بن افعال یکی است (جه ماضی جه مضارع)

ازنقش نمای اضافه خبری نیست  بنابر این دعواوچالشی بر سر تعداد تکواژهای آن ها نیست واژه هابا نقاب وارد جمله  وزبان نمی شوند پس اشباه واشباحی وجودندارد 

همه ی آن ها(semua=all)نقش نمایی ندارد زمان زبان حل شده است ضمایر جدا  وپیوسته هم کاربردنددراین دنیای وانفسا وبل بشوی  مجازی واین همه هیاهو برای هیچ !!!صاحب نظران خودرادرگیر بحث های جنجالی وبی ثمر نمی کنند."به امید پرداختن به مفاهیم"

محو می باید نه نحو این جا بدان         گرتومحوی بی خطر درآب ران

نقد وبررسی کتاب آرایه های ادبی

نقد و بررسي بخش سوم (بيان) و چهارم (بديع) آرايه‌هاي ادبي سال سوّم انساني

( تهیه کننده خانم معصومه قیاسی  دبیرستان شکریه)

الف-نقد و بررسي كلي بخش بيان

1-بخش سوم (بيان) بدون ارائه‌ي توضيحي در خصوص علم بيان، آورده شده است. لازم است مؤلف محترم كتاب براي آشنايي فراگيران، فلسفه‌ي اين بخش را با ذكر اهداف كلي و جزئي و همچنين توضيح مختصري درباره‌ي علم بيان بياورد.

2-با توّجه به گستردگي نمادها در دروس ادبيات فارسي، لازم است در قسمت بيان، به اين مطلب پرداخته شود.

3-پيشنهاد مي‌شود بحث استعاره در يك درس قرار گيرد و همچنين مفهوم استعاره (معني لغوي، تعريف و ...) قبل از پرداختن به انواع استعاره بيان شود.

4-پيشنهاد مي‌شود دروس دوازده و سيزده (حقيقت و مجاز، علاقه‌هاي مجاز) در يك درس گنجانده شود؛ زيرا توضيحاتي كه مؤلف محترم در درس دوازدهم براي شرح و بسط شاهدها ذكر كرده است، در حقيقت به معرفي انواع علاقه‌ها پرداخته است كه در درس سيزدهم فقط نام علاقه‌ها ذكر شده است.

ب-نقد و بررسي كلي بخش بديع

1-در بخش بديع، مؤلف با ذكر شاهد و مثال‌هايي، (درس پانزده) به معرفي آرايه‌هاي لفظي و آرايه‌هاي معنوي پرداخته است، بدون اينكه به مفهوم علم بديع بپردازد و مرز ميان آرايه‌هاي لفظي و معنوي را مشخص كند.

2-مؤلف محترم، عنوان درس پانزدهم را، موسيقي دروني و معنوي شعر انتخاب نموده است، در حالي كه لازم بود به درس دو كتاب واژه‌ي بيروني را (وزن، قافيه و رديف) اضافه مي‌كرد تا دانش‌آموز به درستي متوجه موسيقي بيروني و دروني بشود.

3-مؤلف محترم در بعضي از جمله‌ها به نكات نگارشي و ويرايشي توجه لازم ننموده است كه به نمونه‌هايي از آن در نقد درس به درس اشاره خواهد شد.

4-در درس هفده (موازنه و ترصيع) مبحث جناس بخش دوم و فرعي درس هفدهم قرار گرفته است. با توّجه به اهميت مقوله‌ي جناس و كاربرد آن در ادبيات لازم است جناس و انواع جناس در دو درس جداگانه مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

5-بهتر است عنوان درس هجدهم، جناس و انواع جناس باشد. همچنين اين طرح نه صفحه مي‌باشد كه تدريس آن در يك جلسه مقدور نيست.

6-درس نوزده (اشتقاق) عنوان فرعي از يك مبحث جناس است و با توّجه به شيوه‌ي درس‌ درس‌نويسي تدريس اين درس براي يك جلسه زياد است.

7-پيشنهاد مي‌شود آرايه‌هاي معنوي به تناسب مفهوم، هر دو مبحث در يك درس قرار گيرند. به عنوان مثال: تلميح با تضمين، تضاد با تناقض، لف و نشر با مراعات نظير، حسن تعليل با اغراق و .... .

8-مناجات پايان كتاب در درس اول ادبيّات فارسي سال اول متوسطه آمده است. پيشنهاد مي‌شود براي ايجاد علاقه و آشنايي بيشتر فراگيران از ديگر مناجات‌هاي شيرين ادب فارسي استفاده شود.

9-فعاليت ضمن درس (حين تدريس) به تمامي دروس اضافه شود.

10-تصوير صفحه‌ي 63 كتاب، بهتر است در آغاز درس ده با اندازه‌ي كوچك‌تر قرار گيرد تا به فهم تصويري دانش‌آموز كمك كند.

ج-نقد و بررسي درس به درس كتاب آرايه‌هاي ادبي سال سوّم علوم انساني

1-درس هشت: پيشنهاد مي‌شود درس هشت و نه (تشبيه و تشبيه بليغ) در يك درس بيايد؛ زيرا دانش آموزان در پايه‌ي اول دبيرستان با تشبيه و اركان تشبيه آشنا شده‌اند. البته حذف تشبيه مركب از كتاب خالي از ايراد نيست؛ زيرا نمونه‌هاي فراواني از اين نوع تشبيه در كتب ادبيّات فارسي يافت مي‌شود.

* در صفحه‌ي 54 (كادر آبي)، بند آخر سطر دوم، مؤلف محترم نوشته است: «راز زيبايي تشبيه در همانندي‌هاي پيش بيني نشده‌اي است كه براي انسان كشف مي‌كند. اين نوع تشبيه كه معمولاً مشبّه به آن از حواس مردم عادي دور است و ...» منظور از اين نوع تشبيه يعني چه؟ جمله اشكال مفهومي دارد. ايرادي كه به اين جمله و جمله‌هايي از اين قبيل وارد است اين است كه نثر را از حالت علمي به صورت توصيفي و انشايي تبديل مي‌كند و فهم آن را براي فراگير دشوار مي‌سازد. جملاتي از اين قبيل در متن كتاب فراوان است.

مثال: صفحه‌ي 53 بند سه سطر ششم «براي آن كه اين ادعا با انكار مخاطب رو به رو نشود و ...»

2-درس دهم: مؤلف بدون پرداختن به مقوله‌ي استعاره، به معرفي انواع استعاره پرداخته است.

* صفحه‌ي 62 شاهد شماره (2) ايراد دارد؛ زيرا واژه‌هاي «گل» و «بهار» در سطر اوّل حقيقي نيستند و داراي آرايه تشخيص و استعاره‌ي مكنيّه‌ي تشخيصي مي‌باشند.

* صفحه‌ي 64 سطر چهارم و پنجم: «پيدايش استعاره مبتني بر فراموشي تشبيه و ...» به كارگيري واژه‌ي فراموشي ايجاد ابهام مي‌كند؛ زيرا جمله گرفتار نوعي كژتابي مي‌شود. همچنين در صفحه‌ي 65 سطر هشت و نه بايد حذف گردد.

* سطر يك صفحه‌ي 65 (كادر آبي): «بيان مشبه به و اراده‌ي تمامي اركان تشبيه» با سطر چهارم صفحه‌ي 64 تناقض معنايي دارد.

* در كادر آبي صفحه‌ي 65 در سطر آخر بيان داشته است: «كه استعاره از درون تشبيه بليغ خلق مي‌شود.» به نظر مي رسد اين جمله درست نيست؛ زيرا در استعاره تمامي اركان در ذهن اراده مي‌شود.

3-درس دوازده: ص 75 بند آخر سطر چهارم جمله‌ي «مجاز دايره‌ي الفاظ را گسترش مي‌دهد» ايراد دارد. بايد جمله به صورت: «مجاز، سطح معنايي زبان را گسترش دهد» اصلاح شود.

*خودآزمايي ص 78 بيت «چو آشاميدم اين پيمانه را پاك در افتادم ز مستي بر سر خاك» واژه‌ي «خاك» به مجاز نزديك است تا حقيقت. با توّجه به مفهوم شعر معني مجازي دارد و با توّجه به ظاهر معني حقيقت دارد.

*پيشنهاد مي‌شود بحث علاقه‌هاي مجاز به كلي حذف شود؛ زيرا دانش آموز با توجه به علاقه‌هاي مجاز، استعاره‌ي مصرّحه را با مجاز يكي مي‌داند و اين دو آرايه براي وي دشوار است.

* ص 82 بيتي از حكيم شفايي ذكر شده است. لازم است در پاورقي ايشان معرفي شود.

4-درس چهارده (كنايه): ص 85 سطر پنجم حمله‌ي: «كنايه يعني بيان نشانه‌ي يك چيز و اراده كردن خود آن چيز. دريافت و فهم كنايه همواره از طريق معني معني صورت مي‌گيرد» عبارت  فوق نادرست است؛ زيرا «چيز» حالت نيست و تركيب «معني معني» نارساست.

* بهتر است توضيحات، شاهد و مثال‌هاي درس چهاردهم از لحاظ جمله بندي و نوع ارائه‌ي مطالب، تغيير كند. به خاطر حذف مفاهيم «دليل، نشانه و نمونه» در كادر و خلاصه‌ي درس.

5-درس پانزده (واج‌آرايي): پيشنهاد مي‌شود در درس واج‌آرايي شاهد‌هايي از نثر ذكر گردد.

تصدير و تكرار: خودآزمايي ص 97 بيت دوم (طيران ...) با توّجه به تعريف آرايه‌ي تصدير ايجاد ابهام مي‌كند.

6-درس شانزدهم (سجع): در شاهد (2) «فرو آيد» واژه‌ي سجع است، در حالي كه در توضيح درس «آيد» واژه‌ي سجع گرفته شده است.

7-درس هجدهم (جناس): پيشنهاد مي‌شود در درس جناس، مثال‌هايي از متون نثر ذكر شود.

* پاورقي ص 109: بهتر بود در خصوص توضيح پاورقي ص 109، مؤلف محترم نمونه‌اي از شعر اهلي شيرازي را براي مثال جناس ذكر مي‌كرد.

* ص 116 در توضيح مثال سوّم «آ» و «اي» حروف وسط كلمه درنظر گرفته شده‌اند، در حالي كه به جاي واژه‌ي وسط، بهتر است، واژه‌ي «ميان» آورده شود و شكل حروف «آ» و «اي»، «ا» و «ي» مي‌باشد و با اين توضيح، پيشنهاد مي‌گردد كه عنوان درس به صورت «اختلاف حرف اوّل، ميان و آخر» اصلاح شود.

* در درس جناس ص 118 (جناس ناقص افزايشي) بين واژه‌هاي «شفق، شفقت، رنج و مرنج و ...) افزايش بيشتر از يك حرف است كه پس شرايط جناس ناقص افزايشي را ندارند. حروف اضافه « ــَـ ت» و «م و ــَــ» مي‌باشد.

7-درس بيست (مراعات نظير): بهتر است واژه‌ي «تناسب» داخل پرانتز به عنوان درس اضافه شود. در ضمن اين درس جزء آرايه‌هاي معنوي مي‌باشد و با يك تصوير و توضيح مناسب، دانش آموزان را متوجه مطلب نماييد.

-در مبحث تلميح، توضيح شاهد نخست، عبارت «دو نام اسكندر و دارا» كژتابي و ابهام دارد، اصلاح شود.

*ص 129 سطر دوم جمله‌ي «كه بي آن كه سخن وي فهم شود» ناقص است. بهتر است حذف شود.

*همچنين در پايان همين بند، جمله‌ي «او از اين تداعي لذّت مي‌برد» كژتابي دارد، مرجع ضمير «او» نامشخص است كه به حافظ بر مي‌گردد يا به خواننده.

*در بند سوّم سطر چهارم بهتر است بين دو واژه‌ي «زور و زر» حرف عطف «و» اضافه شود.

8-درس بيست و يك ص 133 سطر آخر عبارت «آگاهي او را از معارف اسلامي نيز نشان مي‌دهد...» داراي كژتابي است.

9-درس بيست و سوّم ص 147 بند دوم جمله‌ي «تا نخست به معني اي كه درست نيست دل خوش كند و سپس معني درست را دريابد» از جهت دستوري و معنايي اشكال دارد.

* ص 150 يك سطر مانده به آخر عبارت «اين شگرد شاعرانه ايهام است» بايد به صورت «اين شگرد شاعرانه ايهام تناسب است» اصلاح شود.

پيشنهادها و راهكارها

1-پيشنهاد مي‌شود اين كتاب با توّجه به كاربردي بودن آرايه‌ها و هم‌چنين كمك به درك و فهم لطايف ادبي، در سال دوّم رشته‌ي انساني گنجانده شود.

2-بخشي از مباحث كتاب، در كتاب‌هاي ادبيّات پايه‌هاي دوّم و سوّم به جز رشته‌ي علوم انساني قرار گيرد تا درك ادبي دانش آموزان بيشتر شود.

3-بهتر است خودآزمايي‌هاي كتاب تغيير اساسي كند. به عنوان مثال، پرسش‌هاي خودارزيابي، تمرين‌هاي پژوهش محور و فعاليت‌هاي دانش آموزي به خودآزمايي‌ها، افزوده شود.

4-پيشنهاد مي‌شود شيوه‌ي ارائه‌ي دروس تغيير كند؛ زيرا تمامي دروس با يك سبك و سياق ارائه شده‌اند. بهتر است مؤلف محترم به انواع روش‌هاي فعال تدريس توجه بيشتري نمايد و از روش‌هاي مختلف براي ارائه‌ي دروس بهره بگيرد و با آوردن چند شاهد و توضيح شاهدها اكتفا نكند. اين شيوه‌ي ارائه‌ي دروس براي دانش‌آموز و معلّم تكراري و خسته كننده است و ذهن خلاّق معلم و فراگير را از تلاش و تكاپو باز مي‌دارد.

5-از زحمات مؤلف محترم به خاطر ذكر شاهدها و مثال‌هاي متعدد از شاعران سنّتي و نوپرداز قدرداني مي‌شود؛ زيرا از محاسن برجسته‌ي كتاب مي‌باشد.

 

منبع

آرايه‌هاي ادبي (قالب‌هاي شعر، بيان و بديع) سال سوّم متوسطه نظري (رشته ادبيّات و علوم انساني، كد 1/280، دكتر روح‌الله هادي، شركت چاپ و نشر كتاب‌هاي درسي ايران، تهران، 1389

پرسش از صاحب نظران؟

با سلام

گروه زبان وادبيات فارسي نهاوند  در روز جهار شنبه۲۱/۲/۹۰در در پ‍ژوهشگاه معلم  برگزار شد ودر پايان چند پرسش را مطرح كردند كه از شما عزيزان بپرسيم لطفا در صورت امكان هر چه زودتر به اين پرسشها پاسخ دهيد يا آنهارااز مولفين محترم  بپرسيد وگروه را از طريق وبلاگ مطلع سازيد.

۱-فعل مركب در شمارش واژه ها يك واژه به حساب مي آيد يا دو تا ؟با توجه به اينكه سوالات كنكور هر دو مورد را به عنوان پاسخ در سالهاي گذشته آورده است.

۲-فعلهايي مانند خريد  يا بخشيد كه بن مضارع با قاعده دارند،  درشمارش تك واژها سه تكواژ به حساب مي آيند  يا دو تا؟

۳-واژه هاي شبه ساده مثل  اميرالمومنين و...چند  تكواژ به حساب مي آيند؟ با توجه به اينكه  تكواژهاي تشكيل دهند ه ي آنها جداگانه  در زبان فاسي كاربرد دارند.

۳-   واژه ي همه  در  همه ي مردم  در كنكور سراسري گاه  هسته  وگاه وابسته ي پيشين به حساب مي آيد  باتوجه به نقش نما ي اضافه  بايد هسته ي گرو ه اسمي باشد.لطفا نظريات صائب خود را براي ما از طريق وبلاگ ارسال فرماييد.

+

جلسه گروه زبان و ادبيات فارسي نهاوند

جلسه گروه زبان و ادبيات فارسي نهاوند چهار شنبه 90/2/21 ساعت 2/30 بعد از ظهر در پژوهشگاه معلم بر گزار مي شود .

حضور همكاران در جلسه مذكور الزامي است


با سپاس - رضا نيكوفر  سرگروه زبان و ادبيات فارسي نهاوند

نکته هایی درباره ی ساختار زبان مالایی

نکته ی یک:یکی از اسم های مشتق در زبان فارسی از«صفت+ی» ساخته می شود که در گذشته به

آن حاصل مصدر می گفتند مثل: خوبی-بدی-درستی-درشتی-زیبایی

این ساختار در زبان مالایی از پیشوند ke+صفت+پسوند+an ساخته می شودمثل:

ke+buruk+an:     keburukan

ke+baik+an:        kebaikan

ke+besar+an:      kebesaran

ke+indah+an:      keandahan

روز معلم

روز معلم

هر انساني دوآموزنده دارد:

يكي روزگار

ديگري آموزگار

اولي به بهاي زندگي ات دومي به بهاي زندگي اش 

به پاس  زحمات همه ي معلمان تلاش گر وتوانا كه به  بهاي زندگي خود به ما درس زندگي آموختند ومي آموزند، هفته ي معلم  را گرامي مي داريم.