مختارنامه

مختارنامه (رباعیات عطار)

 

رباعی یکی از ناب ترین قوالب شعر فارسی است و یکی از اصیل ترین و کهن ترین انواع آن. 

بعضی از استادان حدس زده اند که رباعی از راه چین و ترکستان به خراسان آمده و هر چه باشد با اطمینان خاطر می توان گفت که رباعی از زبان عربی گرفته نشده و در این زبان رواج نیافته است.

در بیشر قالب های شعر فارسی همیشه فرم شعر برتجربه ی شاعرانه تقدم داردولی در رباعی لحظه و تجربه   ي شعری غالباً بر فرم مقدم است به همین دلیل در مختارنامه لحظه ها و تجربه های روحی عطار به مراتب بیشتر و متنوع تر از دیگر آثارش، نمودار است.

تجربه ی زبانی و روحی دو روی یک سکه اند و غیر قابل تفکیک از یکدیگر.

    عطار رباعیات خود را در مختارنامه به پنجاه باب تقسیم کرده است .تمام حالاتی که بر یک عارف آگاه و سالک راه بین، می گذرد، در این رباعی ها جلوه گر شده است.

اضطراب عارف شوق و تجربه و بسیاری حالات که کلمه ای خاص برای آن نمی توان یافت مضامینی هستند که در این رباعیات می توان دید.

عطار با همه ی آزادگی های روحی، بسیاری از اضطراب ها و وحشت های یک مذهبی دین باور متعصب را نیز در کنه وجود داشته است.

حدود دو هزار رباعی در مختارنامه آمده است.  اگر عطار اندکی بی رحمی به خرج می دادو حدود سیصد چهارصد رباعی را انتخاب می کرد و بقیه را به آب و آتش می سپرد  واز بین می برد و ما را از شناخت  این کتاب محروم می کرد.( عطار  در مقدمه ی مختا ر نامه می گوید: دواثر خود را به نام جواهر نامه وشرح القلب  به آب وآتش سپرده است.)

 

 ارزش این کتاب  علاوه بر اینکه یکی از  شش اثر مسلم عطار است  در راه خیام شناسی نیز  اعتبار زیاد ی دارد بسیاری از رباعی هایی که به نام خیام شهرت یافته، براساس نسخه های قدیمی همگی از عطار اند.

 چند رباعی از مختار نامه:

 

می خورکه فلک بهر هلاک من و تو              قصدی دارد به جان پاک من و تو 

بر سبزه نشین که عمر بسیار نماند                  تا سبزه برون دمدزخاک من و تو

 

 گه پیش رو  نبرد می باید بود                             گه پیرو اهل درد می باید بود

این قصه به سر سری به سر می نشود          کاری ست عظیم مرد می باید بود

 

 بر چهره ی گل شبنم نوروز خوش است   در باغ وچمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست  خوش باش وزدی مگو که امروز  خوش است

 

گر مرد رهی میان خون باید رفت               از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس                خود راه بگویدت که چون باید رفت

 

بر خیز که گل ز کیسه زر خواهد ریخت        ابرش به موافقت گهر خواهد ریخت

گر زر داری بریز چون خاک و بخور             کز روی تو زر به خاک در خواهد ریخت

 

بلبل همه شب شرح وصالت می خواند                   مه طلعت خورشید کمالت می خواند

گل پیش رخ تو صد ورق باز گشاد              وز هر ورق آیت جمالت می خواند

 

وقت است که در بر آشنایی بزنیم               تا بر گل و سبزه تکیه گاهی بزنیم

زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ                   آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم

 

 

 منبع :مختار نامه ی عطار  به تصحیح ومقدمه و حواشی از محمد رضا  شفیعی کدکنی

انتشارات توس سال ۵۸

 

 

 

 

 

مسابقه

باسمه تعالی

موضوع: :مسابقه ی دانش آموزی

 

 

 

موضوع مسابقه:

تهییه ی درسنامه های الکترونیکی زبان وادبیات فارسی (محتوای آموزشی به کمک پاور پویینت و.. ..)

.از.یک درس از زبان فارسی  یا ادبیات فارسی است که درسال جاری در آن پایه تحصیل می نمایید.

 

 

 

 

از مدیران محترم وهمکاران عزیز تقاضا داریم دانش آموزان را جهت شرکت در  این مسابقه، توجیه و تشویق

 

 نما یند وآنهارا در استفاده ی بهینه ار فناوری روز یاری کنند.

 

 در ضمن به دانش آموزانی که، کار بهتری از سایر دانش آموزان( با توجه به پا یه ی تحصیلی اول ، دوم و سوم)

 

 ارائه دهند  ،  از طرف آموزش وپرورش نهاوند تشویق می شوند وجوایز نفیسی ازمعاونت فناوری اداره دریافت خواهندکرد.

 

 خواهشمنداست چکیده ی درس ، نمونه ی سوالات سالهای قبل از درس مذکور ومطالبی راکه برای ارئه درس

 

 مورد نظر لازم می دانید به کمک پاور پوینت آماده کنید و لوح فشرده ی آن را جهت شرکت درمسابقه در اختیار

 

معاونت فناوری مدا رس خود قرار دهید .

 

 

توجه!

مهلت ارسال لوح فشرده تا25 آذر ماه 89

گروه زبان وادبیات فاسی نهاوند

لاله وشهيد  در ديوان حافظ

لاله وشهيد  در ديوان حافظ

با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم            كه شهيدان كه اند اين همه خونين كفنان

گفت حافظ من وتو محرم اين راز نه ايم      از مي لعل حكايت كن و شيرين دهنان

اين تشبيه واستعاره ي حافظ تمثيلي ونمادي است براي حوادث خون بار قرن هاي هفتم وهشتم  كه شرق عالم اسلام را زير ورو كرد وميليونها نفوس در شهرها وروستاها  را از دم تيغ گذراند .

 حافظ در عصر دهشت زايي مي زيست  كه جان انسانها در برابر اراده ي حاكمان ظالم وقت ارزش نداشت.

سلطان احمد جلايري ايلخاني وپدرش سلطان اويس وامير مبارزالدين مظفر  وامراي چوپاني كه يكي از ديگري بدتر  بودند.

اين  ابيات از مثنوي حافظ در ديوان اوخاطره ي آن شهيدان خونين كفن را يادآ وري مي كند :

دراين وادي  به بانگ سيل  بشنو                  كه صدمن خون مظلوما ن به يك جو

پر جبريل راآنجا  بسوزند                            بدان تا كودكان آتش فروزند

سخن گفتن كه را ياراست آنجا                        تعالي الله چه استغناست آنجا

 

 روييدن لاله از قبر عاشقان وشهيدان  مضمون قديمي است ، قديم ترين شعر  در اين باب در ديوان  ابن معتز آمده است :

مررت بقبرزاهر وسط روضه

عليه من الانوار مثل الّشقايق

فقلت لمن هذا فقال لي الثّري

 ترّحم عليه انه قبر عاشق

سرگروه زبان وادبيات فارسي نهاوند

رضا نيكوفر

منابع: 1- ديوان حافظ به تصحيح دكتر اكبر بهروز  _دكتر رشيد عيوضي انتشارات امير كبير تهران 1364

2- آيينه جام شرح مشكلات ديوان حافظ دكتر عباس زرياب خويي انتشارات علمي 1368

طرح يك سوال؟؟؟؟

باسمه ي تعا لي

همكاران عزيز

با سلام

باطرح يك سوال از شما انتظار داريم مارا ياري كنيد.

آياضمير هاي پيوسته تكواژهاي غير مستقل هستند ياواژه هاي مستقل؟

سخن آفرینان بزرگ جهان2

سخن آفرینان بزرگ جهان2

گوته: می گوید: «زوال ادبیات نشانگر زوال جامعه است این دو در سراشیب  سقوط همواره با هم گام بر می دارند.»

گوته چگونه با دیوان حافظ آشنا شد؟

خاورشناس نامدار اتریشی« بارون جوزف پورگشتال» در سال 1812 دیوان حافظ را به آلمانی ترجمه کرد.

 

گوته درسال 1814 با این ترجمه آشنا شد و چنان شیفته ی حافظ گشت که برای مدتی همه را از یاد برد.

گوته با شیلر (از بزرگ ترین شعرای آلمان) ده سال دوستی داشت و این مدت دوره ی شکفتگی ذوق ادبی او بود.

گوته از نوجوانی به شرق و خرد مشرق زمین علاقه داشت. او با قرآن و حکایات هزارویک شب آشنا بود و به اشعار فارسی عشق می ورزید در لابلای این اشعار عشق و خرد می دید.

گوته تنها متعلق به آلمان نبود او به جهان تعلق داشت.

ادبیات حکایت گر حقیقت است و حقیقت مرز نمی شناسد.

  

منابع:

1ـ تراژدی فاوست، حسن شهباز، انتشارات علمی، تهران سال 1371

2ـ اعلام فرهنگ معین