گزارش عملکرد سه ماهه ی دوم سال 90

 

۱- پاسخگویی به پرسش های هم کاران که در گردهمایی  طرح کرده بودند

۲-ارسال بعضی از پرسش ها  ی همکاران به وبلاگ استان

۳-بررسی طرح سوال همکاران وارسا ل  یکی از آنها به وبلاگ استان

۴- بررسی نمونه سوالات دی ماه همکاران

۵- بازدید از دبیرستان نمونه دولتی نیک اندیشان

۶-بازدید از دبیرستان شهید قدوسی

۷-بازدید از دبیرستان صدیقه ی کبری

 ۸ -ثبت نقویم ادبی بهمن واسفند در وبلاگ

۹-اطلاع رسانی جهت آمادگی همکاران برای آزمون آنلاین ۱۸/۱۲/۹۰  از طریق پیام کوتاه

۱۰-معرفی استاد پور نامداریان  و یکی از تفسیر های ایشان ازکتاب خانها م ابری است در وبلاگ

۱۱-برگزاری امتحان آنلاین وفراهم آوردن شرایط  برای همکاران در پژوهشگاه معلم

۱۲-ثبت گزارش عملکرد سه ماهه ی دوم سال ۹۰  در وبلاگ

 شعری از نیما  باتفسیر پور نامداریان

 
 
لکه دار صبح
چشم بودم بر رحیل صبح روشن
با نوای این سحرخوان شادمان من نیز می خواندم به گلشن
در نهانی جای این وادی
بر پریدنهای رنگ این ستاره
بود هر وقتم نظاره.
کاروان فکرهای دور دور این جهان بودم
راههای هولناک شب بریده
تا پس دیوار شهر صبح اکنون در رسیده.
بر سر خاکسترم ره بود
وین سخن را دم به دم گویا:
"می رسد صبح طلایی
می رمند این تیره رویان
پس به پایان جدایی
چشم می بندم به روشنهای دیگر سان"
 
آمد از ره این زمان آن صبح،
لیک افسوس!
گرچه از خنده شکفته زیر دندانش ز چرکین شبی تیره نهفته
می نماید لکه داری، روی خاکستر سواری
می دمد بر صورت خاکی
همردیف نابکاری.
لکه دار صبح با روی سفیدش روبه روی من
می نشیند خنده بر لب
می پراند تیرهای طعنه خود را به سوی من
آه! این صبح سراسیمه
از ره دهشت فزای این بیابانها رسیده
تا بدین جانب عبث با سر دویده
از سفیداب رخ زردش زدوده
رنگ گلگون تر
پس به زرد چرک آلوده
می نماید پیش چشم من
نه چنانکه در دگر جا
یوش- ١٠ شهریور ١٣٢٠
 
 
تفسیر و تأویل شعر
 
          عنوان شعر گویای زمینه عاطفی آن است. در این عنوان صفت "لکه دار" به موصوف اضافه شده است. لکه دار بودن صبح، حاکی از نسبت دادن صفتی خلاف عادت و دور از انتظار به صبح است. ترکیب "لکه دار صبح" یا "صبح لکه دار" احساس دوگانه ای را در انسان به وجود می آورد که یکی مخالف دیگری است. از یک طرف واژه صبح تداعی کننده روشنی و شادی و امید است و از طرف دیگر "لکه دار بودن" تداعی کننده کدورت و دلتنگی و یأس است. شعر نیز از دو بخش درست شده است: بخش اول در احساسی از امید به آمدن صبح سروده شده است و بخش دوم در یأس و اندوه حاصل از آمدن صبح، اما صبحی لکه دار و دور از انتظار.
          در بخش اول شاعر انتظار و امید دارد که صبح که دیری ست از سرزمین شب زده او رفته است، دوباره کوچ کند و به سرزمین او بازگردد. او صدای سحرخوانی را که خبر از آماده شدن صبح و آمدن او می دهد، می شنود و خود با نوای این سحرخوان در گلشن هماواز شده است؛ و در نهانی جای این وادی هر دم به آسمان نظاره می کند تا پریدن رنگ ستاره را که بشارت طلوع سپیده دمان است، ببیند. "این ستاره" می تواند همچنین اشاره به زمین باشد که پریدنهای رنگ آن خبر از تغییر و تحول و آمدن روز می دهد. شاعر خود را به کاروان فکرهای بسیار دور جهان تشبیه می کند که تا رسیدن به این نقطه، راههای هولناک شب را بریده است و از راههای خاکستر که حاکی از سوختن و ویرانی ناشی از شب است، گذشته است و اکنون تا پس دیوار شهر صبح رسیده است. احساسی سرشار از امید که در نتیجه آن دم به دم می گوید:
 
می رسد صبح طلایی
می رمند این تیره رویان
پس به پایان جدایی
چشم می بندم به روشنهای دیگرسان
 
          قسمت دوم شعر با سرآمدن انتظار و آمدن صبح آغاز می شود. اما افسوس که این آن صبح پاک و خالص نیست که شاعر در انتظارش بوده است. صبحی ست که اگرچه از خنده شکفته است اما زیر دندانش پاره ای از شب چرکین نهفته است و به نظر لکه داری یا روی- خاکستر سواری، می رسد که همردیف نابکاری بر صورت خاک می دمد.
          این صبح، دوست نیست و نشان دشمن را با خود دارد، دشمن دوست نماست. در مقابل شاعر می نشیند و تیرهای طعنه خود را به سوی او می پراند. طعنه او اشاره به انتظار بی حاصل و عبث شاعر دارد که عمری را در انتظار صبح و رفتن شب پای فرسوده است و حالا صبحی را در مقابل خود می بیند که چرکی شب تیره در زیر دندانهای اوست. در پایان شعر شاعر آه می کشد و دریغ می خورد از صبحی که سراسیمه از راه دهشت افزای بیابانها با شتاب رسیده است. صبحی که از سفیداب رخ زردش رنگ گلگون تر را زدوده است و آن را با زرد چرک آلوده است و به همین سبب در چشم شاعر به گونه ای جز صبحهای دیگر که در دیگر جاها دیده است می نماید.
          این شعر در ١٠ شهریور ١٣٢٠ سروده شده است. احتمال دارد که شاعر شروع جنگ بین الملل و تبعید رضاخان را مقدمه ای برای تغییر و تحولی مطلوب تلقی کرده است و بعد استبدادی دیگر با چهره موجه نما جای آن را گرفته است و او را دچار تردید و ناامیدی کرده است. جای صبح گلگون و پاک و روشنی که شاعر در انتظار آن بوده است، صبحی آلوده به زرد چرک می آید که از چرک شب تیره گذشته زیر دندانش چیزی نهفته است و سفیدی آن را با سیاهی آمیخته است. جانشین رضاخان که بر سر کارش می آورند نیز لکه دار از چرک شب رفته است و اوضاع سیاسی مملکت با آن رفتن و این آمدن به ظاهر از تیرگی استبداد و خفقان بیرون آمده است اما در حقیقت این لکه داری و روی خاکستری صبح نشان می دهد که اوضاع و شرایط حاضر گسسته از اوضاع و شرایط قبل نیست و روی به همان سو دارد.
 
( برگرفته از کتاب خانه ام ابری است " شعر نیما از سنت تا تجدد" – دکتر تقی پورنامداریان)

 

زندگینامه ی دکتر تقی پور نامداریان

دكتر تقي پور نامداريان

 

 

 دكتر تقي پور نامداريان در سال 1320 در همدان متولد شد. وي در سال 1358 در حالي كه فعاليتهاي خودرا در آموزش و پرورش ادامه مي داد موفق به دريافت درجه دكتري خود از دانشگاه تهران گرديد. دكتر پورنامداريان در حال حاضر استاد زبان و ادبيات فارسي در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ميباشد تقي پورنامداريان در زبان و ادبيات فارسي , بويژه در زمينةنقد ادبي و عرفان مهارت و تخصص دارد. كتاب"رمز و داستانهاي رمزي در ادب فارسي" تقي پورنامداران ، در دوره چهارم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.
گروه : علوم انساني
رشته : زبان و ادبيات فارسي
گرايش : نقد ادبي
 پدر تقي پور نامداريان قناد بودو شعر هم مي گفت . اما آنقدر سرگرم شعر و شاعري بود كه قنادي را در حاشية آن انجام مي داد .
تحصيلات رسمي و حرفه اي : تقي پورنامداريان تحصيلات خودرا از كلاس سوم ابتدايي شروع نموده و در رشتة رياضي در زادگاهش ديپلم گرفت وبه معلمي پرداخت . يكي از معلمان دبستان روستاي الفوت (در حوالي همدان) وي را به ادامه تحصيل در دانشگاه ترغيب نمود. پورنامداريان پس از موفقيت در امتحانات دانشگاه در رشتة زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران از روستاي الفوت به ازندريان منتقل شد. . وي پس از انتقال به تهران تحصيلات خود را در دورة فوق ليسانس در پژوهشكدة فرهنگ ايران ادامه داد. او اولين دانشجوي پژوهشكده بود كه به تشويق دكتر ابوالقاسمي در آزمون ورودي دكتري دانشگاه تهران شركت نمود و درسال 1358 از پايان نامة دكتري خود دفاع نموده است.
خاطرات و وقايع تحصيل : تقي پورنامداريان از مشكلات رفت و آمدخود به تهران در زمان تحصيل, به خصوص در روزهاي برفي و باراني زمستان , و اقامت در مسافرخانه هاي خيابان ناصرخسرو خاطرات مفصلي دارد.
فعاليتهاي ضمن تحصيل : تقي پورنامداريان در زمان معلمي خود در ازندريان, هر هفته يكي دو روز جهت تحصيل به تهران مي آمد . بدين گونه فعاليت معلمي اودر حين تحصيل نيز ادامه داشت . او كه تحصيلات دانشگاهي خود را مديون اصرار دوستان و همكاران خود در روستاي ازندريان ميداند, پس از يك سال خدمت در ازندريان به روستاي قروةدرجزين همدان منتقل گشت. وي از اين روستا نيز مدت دو سال به تهران رفت و آمد داشت. تا اينكه به تهران منتقل شده و سال چهارم دانشگاه رادرتهران مقيم گشت. اودر تهران شش سال ديگر به معلمي د ردبستان و دبيرستان پرداخت و در اين مدت نيز موفق به اخذ درجة فوق ليسانس از پژوهشكدة فرهنگ ايران شده است . وي بعداز سال اول دانشجويي درپژوهشكدهعلاوه بردرس خواندن , تدريس هم داشت و بطور غير رسمي به دانشجويان در نوشتن رساله نيز كمك مي كرد. هر چند اشتغال بيش از پيش پورنامداريان در دورة فوق ليسانس و اشتغال بسيار وي در دورة دكتري باعث شدكه همسرش ابراز ناراحتي نمايد , اما با دفاع از پايان نامة دكتري ااز وضعيت با ثباتي برخوردار گرديد.
استادان و مربيان : تقي پور نامداريان دوره دكتري زبان و ادبيات فارسي را در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران با درك فيض از محضر اساتيدي چون مرحوم محمد پروين گنابادي – مرحوم دكتر احمدعلي رجايي و دكتر پرويز ناتل خانلري – دكتر سيدجعفر شهيدي – دكتر سيدحسن سادات ناصري و خصوصا ارشادات و راهنمايي استاد دكتر شفيعي كد كني در سال 1358 طي كرده و به اخذ درجه دكتري در اين رشته نايل آمد.
همسر و فرزندان : تقي پورنامداريان سال اول كه در پژوهشكدة فرهنگ ايران دورة فوق ليسانس را مي گذراند در مدرسةهدف نيز به آموزش خط اشتغال داشت. در اين مدرسه با يكي از معلمان آشنا شده و با او ازدواج نمود.
فعاليتهاي آموزشي : تقي پورنامداريان كه در حال حاضر استاد زبان و ادبيات فارسي در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ميباشد, در سالهاي قبل و پس از گرفتن ديپلم, در روستاهاي ملاير( جيجان , مانيزان, كسب, ازندريان, الفوت ) به شغل معلمي پرداخته است . در آن دوران وي چند ماه در جيجان و دو سال نيز در الفوت , تنها معلم دهكده بود . او در در دوران تحصيلات دانشگاهي به فعاليتهايي همچون معلمي , اشتغال در پژوهشكدة فرهنگ ايران , كمك به دانشجويان در درس و رساله و تدريس در دبستان و دبيرستان مي پرداخت . تا اينكه از آموزش و پرورش به فرهنگستان ادب و هنر انتقال يافته و بعنوان مامور در بنياد فرهنگ ايران مشغول گشته است . در سالهاي بعداز انقلاب كه بنيادها و فرهنگستان در مؤ سسةمطالعات و تحقيقات فرهنگي ادغام شده و بعد هم به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي تغيير داد, او و همكارانش تاليف؛فرهنگ تاريخي زبان فارسي ؛را از سال1363 آ غاز نمودند . در خلال اين سالها , كه سه سال آن در كرةجنوبي به تدريس گذشت , در اكثر دانشگاههاي تهران از جمله , دانشگاه تهران , تربيت معلم , شهيد بهشتي و تربيت مدرس به تدريس پرداخته و به خلق كتب و مقالات متعدد اهتمام ورزيده است .
آرا و گرايشهاي خاص : تقي پورنامداريان در زبان و ادبيات فارسي , بويژه در زمينةنقد ادبي مهارت  دارد. . از نمونه آثار وي در نقد ادبي كتاب خانه ام ابری است  شعر نیما  از سنت تا تجدد 
--------------------------------------------------------------------------------

تقويم ادبي اسفند ماه:

تقويم ادبي اسفند ماه:

تقويم ادبي اسفند ماه:

1- اسماعيل فصيح- داستان نويس- تولّد- تهران 2/12/1313

2- علي اكبر دهخدا- محقّق و شاعر- وفات 4/12/1334

3- سياوش كسرايي- شاعر- ولادت- اصفهان 5/12/1305

4- نصرت رحماني- شاعر- ولادت- تهران 10/12/1308

5- فرّخ تميمي- شاعر- ولادت- نيشابور 11/12/1312

6- عمران صلاحي- داستان نويس- تولّد- تهران 10/12/1325

7- دكتر محمّد زهري- شاعر- وفات- 17/12/1373

8- محمود طيّاري- داستان نويس- تولّد- رشت 19/12/1371

9- هوشنگ ابتهاج- شاعر- ولادت- رشت 22/12/1306

10- ايرج ميرزا- شاعر- وفات 22/12/1304

11- داريوش آشوري- مترجم- ولادت- تهران 23/12/1317

12- هوشنگ گلشيري- داستان نويس- تولّد- اصفهان 25/12/1316

13- پروين اعتصامي- شاعر- ولادت- 25/12/1285

۱۴-مهدي اخوان ثالث- شاعر- ولادت- مشهد 27/12/1307

۱۵- دكتر پرويز ناتل خانلري- شاعر- تولّد- تهران- 29/12/1292

تقويم ادبي  بهمن ماه

تقويم ادبي  بهمن

1 بهمن 1343 هجري شمسي – نظام وفا متخلص به وفا از شاعران و آزادي خواهان ايراني درگذشت . او در بيدگل كاشان به دنيا آمد و تحصيلاتش را در اصفهان آغاز كرد و پس از اتمام دوره ي صرف و نحو و مقدمات همچنين معاني و بيان و بديع ادبيات فارسي و عربي ،فقه و اصول و كلام را آموخت . نظام وفا مدتي در حوزه ي علميه ي قم و مدتي در تهران تحصيل كرد و در اين مدت زبان فرانسوي را به طور كامل آموخت . نظام وفا در تهران به آزاديخواهان پيوست و زماني كه محمدعلي شاه مجلس را به توپ بست همراه با آزاديخواهان از مجلس دفاع كرد . نظام وفا پس از كناره گيري از سياست به تدريس پرداخت . او شاعري شوريده حال بود و رنج ها و مصائبي كه متحمل شده بود در سروده هايش به خوبي مشهود است . نظام وفا از استادان نيما يوشيج بود .نيما بخشي از منظومه ي زيباي خود به نام افسانه را به وي تقديم كرده است .معراج دل و حديث دل از آثار نظام وفا به شمار مي روند.

6 بهمن 1355 هجري شمسي- مجتبي مينوي محقق اديب و استاد دانشگاه بدرود حيات گفت استاد مينوي در تهران زاده شد و بعد از فارغ التحصيلي از دارالمعلمين عالي تهران كار ادبي و فرهنگي خود را با معلمي آغاز كرد . مرحوم مينوي پس از تحصيلات افزون بر انتشار كتاب پانزده گفتار كه مجموعه اي از مقالات تحقيقي اوست متون زيادي را از آثار قديم تصحيح كرده است .استاد مينوي كتابخانه ي نفيس و ارزشمند خود را به بنياد شاهنامه اهدا كرد . اين بنياد هم اكنون بخشي از سازمان مطالعات و تحقيقات فرهنگي است .

8 بهمن (28 ژانويه 1881ميلادي)- داستايفسكي نويسنده بلندپايه ي روس در 59 سالگي جهان را بدرود گفت . پدر وي پزشك ارتش بود اما داستايفسكي چون از ارتش بيزار بود به ادبيات پيوست . بعد از چند سال نبوغ خود را در عرصه ي ادبيات آشكار كرد . آثاري چون آزردگان، خاطرات خانه ي اموات ،جنايت ومكافات پديد آورد كه شهرت جهاني براي او به ارمغان آورد .

9 بهمن (1900 ميلادي)-آنتوان اگزوپري ديده به جهان گشود . ابتدا به ترجمه ي كتب ادبي روي آورد و در آغاز كار در سال 1912« ژول سزار» را از زبان لاتين به فرانسه ترجمه كرد . او به دليل علاقه مندي بسيار به پرواز آرزو داشت كه خلبان شود و بيشتر اوقات به همين دليل از مدرسه فرار مي كرد تا پرواز هواپيماها را تماشا كند . وي پس از طي تحصيلات مقدماتي وارد دانشكده ي نظام شد و توانست در سال 1922 پرواز كند . وي در سال 1926 ميلادي رمان «خلبان» را منتشر كرد . همين رمان باعث افزايش محبوبيت او در ميان عامه مردم شد . وي پس از آن در اين حوزه به تحرير رمان هاي چندي همت گمارد كه خلبان كه از ميان آنها مي توان به« پيك جنوب» ، «پرواز شبانه» ، «خلبان جنگي» ،«سرزمين آدم ها»،« قلعه زنداني شن » و «مانون» اشاره كرد . اگزوپري در سي و يكم ژوئيه 1944 بر اثر يك سانحه درگذشت .« شازده كوچولو» مهم ترين رمان اگزوپري است . وي در اين رمان زيبا و شاعرانه وصف انساني را پيش مي كشد كه در ميان جامعه دگرگون و پيشرفته سردرگم است . شازده كوچولوي ساده و بي غل و غش او با خروج از انزوا و حضور در ميان جامعه با اشكال مختلف زندگي و انسان هاي گوناگون روبه رو مي گردد . شازده كوچولوي اگزوپري نمونه يك انسان ساده و بي رياست كه روح پر از صداقت خود را در ميان عامه به نمايش مي گذارد.

11 بهمن – روزي كه گرشاسپ نامه پايان يافت . به نوشته تاريخ عمومي شعر و ادبيات (جهان)اسدي توسي شاعر ايراني گرشاسپ نامه را به سبك فردوسي در وصف يل و گردن فراز ملي عهد باستان و برخاسته از سيستان ،گرشاسپ، سي و يكم ژانويه سال 1065 ميلادي به پايان برد وي اين كار سنگين را به تشويق و كمك مالي حكمران وقت اران (جمهوري آذربايجان) انجام داده بود كه اين حكمران زرتشتي و از بازماندگان ساسانيان مي خواست كارهاي نياكان زنده و ماندگار بماند .

13 بهمن – تولد بزرگ علوي : بزرگ علوي پس از كسب تحصيلات اوليه براي ادامه تحصيل به آلمان رفت . وي پس از بازگشت به وطن به انديشه هاي ماركس تمايل پيدا كرد و به گروه ماركسيستي پنجاه و سه نفر تقي اراني پيوست . در شهريور 1320 و بر اثر اعلام عفو عمومي وي از زندان آزاد شد . وي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 به اروپا رفت و در آنجا به فعاليت هاي ادبي خود ادامه داد . از او آثار زيبايي در حوزه ادبيات داستاني به جاي مانده است . «ديو ...ديو !» ،« چمدان »،« قرباني »،«عروس هزارداماد»،« تاريخچه اتاق من»، «سرباز سربي» ، «شيك پوش»،« داستان رقص مرگ »،«ورق پاره هاي زندان»،« نامه ها»،« گيله مرد »،« اجاره خانه »،«دز آشوب»،« يك زن خوشبخت »،«خائن آذر» ،«پنج دقيقه پس از دوازده » ،«چشمهايش »،«ياد دوست »،«پس از صفي عليشاه»،« يكه و تنها »،«مجموعه ميرزا »،«احسن القصص»،« در به در» و «موريانه »از جمله مهم ترين آثار اوست . وي همچنين دست به ترجمه هاي فراواني زده است كه از ميان آن ها مي توان به حماسه ملي ايران ،دوشيزه اورلئان، سفرنامه ازبك ها ،نخستين عشق، باغ آلبالو ،دوازده ماه و كسب و كار ميسيز وارن اشاره كرد . بزرگ علوي در آثار خود رئاليست بود و در اين مسير با حفظ خصوصيات نوشته هاي رئاليست هاي اروپايي سعي مي كرد تصويري واقعي از اشيا و وقايع پيراموني خود ارائه دهد . چشم هايش او هم اكنون نيز از پرطرفدارترين داستان هاي ايراني است .

13 بهمن – در سال 1882 ميلادي جيمز جويس نويسنده برجسته ايرلندي به دنيا آمد . وي در سال 1941 ميلادي دارفاني را وداع گفت .« اوليس »شاهكار ادبي اوست . «تصوير هنرمند در جواني»،« خواهرها» و «دوبليني ها» از ديگر آثار مشهور اويند . وي پس از انجام تحصيلات مقدماتي در مدرسه اي شبانه روزي وارد دانشگاه دوبلين شد و به تحصيل زبان هاي جديد پرداخت . جويس سپس براي تحصيل در رشته پزشكي به پاريس رفت . او در سال 1916 رمان دوبليني ها را به عنوان نخستين اثر بلند داستاني اش منتشر كرد . كتاب «اوليس» او سال ها به عنوان كتاب ضاله در جهان انگاشته مي شد و كمتر ناشري حاضر به چاپ آن بود . كتاب وي سرانجام در فوريه 1922 ميلادي در پاريس منتشر شد و بي درنگ در همه كشورهاي انگليسي زبان ممنوع اعلام شد . اين رمان بعدها در سال 1933 در آمريكا و در سال 1936 در انگليس اجازه ي انتشار يافت . جيمز جويس نام اين كتاب را از اوديسه اثر بزرگ هومر شاعر يوناني اخذ كرده است . وي با انتشار رمان اوليس شهرتي جهاني را از آن خود كرد .

 

مسابقه ی آ نلاین

گروه آموزشی زبان وادبیات فارسی استان در نظر دارد   بین دبیران محترم گروه زبان وادبیات فارسی

آزمونی را از کتاب  «خانه ام ابری است »از دکتر تقی پورنامداریان در روز پنج شنبه ۱۸/۱۲/۹۰ 

ساعت۱۰ تا۱۲  برگزار کند.

 شرکت کنندگان محترم می توانند بامراجعه به وبلاگ استان پس از پر کردن  فرم مشخصات به

پر سشها   پاسخ دهند .                                          www.pah.blogfa.com

با تشکر وسپاس از همکاران 

  گروه زبان وادبیات شهرستان نهاوند  رضا نیکوفر