لاله وشهيد در ديوان حافظ
لاله وشهيد در ديوان حافظ
با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم كه شهيدان كه اند اين همه خونين كفنان
گفت حافظ من وتو محرم اين راز نه ايم از مي لعل حكايت كن و شيرين دهنان
اين تشبيه واستعاره ي حافظ تمثيلي ونمادي است براي حوادث خون بار قرن هاي هفتم وهشتم كه شرق عالم اسلام را زير ورو كرد وميليونها نفوس در شهرها وروستاها را از دم تيغ گذراند .
حافظ در عصر دهشت زايي مي زيست كه جان انسانها در برابر اراده ي حاكمان ظالم وقت ارزش نداشت.
سلطان احمد جلايري ايلخاني وپدرش سلطان اويس وامير مبارزالدين مظفر وامراي چوپاني كه يكي از ديگري بدتر بودند.
اين ابيات از مثنوي حافظ در ديوان اوخاطره ي آن شهيدان خونين كفن را يادآ وري مي كند :
دراين وادي به بانگ سيل بشنو كه صدمن خون مظلوما ن به يك جو
پر جبريل راآنجا بسوزند بدان تا كودكان آتش فروزند
سخن گفتن كه را ياراست آنجا تعالي الله چه استغناست آنجا
روييدن لاله از قبر عاشقان وشهيدان مضمون قديمي است ، قديم ترين شعر در اين باب در ديوان ابن معتز آمده است :
مررت بقبرزاهر وسط روضه
عليه من الانوار مثل الّشقايق
فقلت لمن هذا فقال لي الثّري
ترّحم عليه انه قبر عاشق
سرگروه زبان وادبيات فارسي نهاوند
رضا نيكوفر
منابع: 1- ديوان حافظ به تصحيح دكتر اكبر بهروز _دكتر رشيد عيوضي انتشارات امير كبير تهران 1364
2- آيينه جام شرح مشكلات ديوان حافظ دكتر عباس زرياب خويي انتشارات علمي 1368