روز های سه شنبه
به دکتر شفیعی کدکنی
بهترین لحظه هاروزها
سالها را
با تمام جوانی
روی این پله های بلند و قدیمی
زیر پا می گذارم
بین بیداری و خواب
رو به روی تو در لحظه ای بی کران می نشینم...
راستی باز هم می توانم
بار دیگر از این پله ها
خسته
بالا بیایم
تا تو را لحظه ای بی تعارف
روی آن صندلی های چوبی
با همان خنده ی بی تکلف ببینم؟
بهترین لحظه ها...
لحظه هایی که در حلقه ی کوچک ما
قصه از هر که و هر کجای زمین و زمان بود
قصه ی عاشقان بود
راستی روزهای سه شنبه
پایتخت جهان بود!
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:31 توسط غلام حسین فلکی
|