نقدو نظر

1- نکته ای راجع به تتابع اضافات:

آوردن پی در پی کلمات جزء عیوب فصاحت و بلاغت است اما گاهی نه تنها عیب نیست بلکه بر وزن و آهنگ نیز می افزاید از اینرو دو نوع آرایه به وجود می آید که گاهی با یک عنوان بیان می شود حال آن که میانشان تفاوت است .

الف) تنسیق الصفات :

تنسیق در لغت به معنی آراستن و ترتیب دادن است و در اصطلاح آن است که با نظمی خاص برای موصوف واحد صفات متعدد بیاورند .

خــوابِ نوشیـنِ بامــدادِ رحیــل                                                  بازدارد پیاده را زسبیل                                  

                باده گلرنگ تلخِ خوشخوارسبک                          نُقلش از لعلِ نگار و نُقلش از یاقوت خام

ب) تتابع اضافات : پی در پی آمدن اسم ها

از دانش آموزانِ سومِ رشته ی تجربیِ دبیرستان ِ نور تقدیر شد .

سوال : آمیخته ای از هر دو را چه بنامیم ؟ چو گردان گشته سیلابی میانِ آبِ آسوده

 2- درمبحث مجاز وجود قرینه لازم است اگر قرینه در کلام نباشد تشخیص معنی مجازی و حقیقی و یا یک معنی از چند معنی مشترک و ایهامی دشوار خواهد بود چنانچه «فراز کردن »دربیت زیر :

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند                              و ان یکاد بخوانیدو در فراز کنید

دقیقاً روشن نیست که مراد « بستن در و یا باز کردن آن » است .

اما برای « فراز کردن » می توان معنی سومی را ( ان یکاد بخوانیدو فوت کنید) در نظر گرفت از اینرو آرایه ی این بیت نه تنها مجاز نیست بلکه از ایهام گذشته و به آرایه ی «معما»می رسد .

       3-  درس" بر دار کردن حسین منصور حلاج" کتاب زبان و ادبیات فارسی ( 1) پیش دانشگاهی:

اغلب برای دانش آموزان سوال پیش می آید که حسین منصور حلاج و جنید هر دو عارف هستند اما چرا در تضادند به نظرم باید در باره ی عرفای « صحویه و سکریه » توضیح داده شود تا رفع ابهام گردد.

   صحویه : عرفایی که معتقدند با هوشیاری باید به طرف معشوق رفت البته این دسته از عرفا محافظه کار هستند مثل جنید بغدادی .

سکریه :عرفایی که معتقدند با هوشیاری باید به طرف معشوق رفت . مثل حسین منصورحلاج

4- اهمیت نیشابور:

شهرستان نیشابور که آن را ابر شهر و ایران شهر نیز می گفتند در قرن پنجم مهم ترین شهر مشرق ممالک اسلامی به شمار می رفت و از حیث وسعت و جمعیت و  وفور علما و مراکز علمی و دینی و از لحاظ کسب و کار و تجارت در عداد شهر های درجه ی اول بود .

        مساحت نیشابور از هر سو یک فرسخ بوده و چهل وچهار محله داشته که بعضی از آن ها خود شهری بوده است .در این شهر بازار های مخصوص برای طبقات پیشه وران وجود داشته است .

           اهمیت نیشابور از لحاظ اقتصادی چنان بود که هر روز قافله ای با انواع مال التجاره و امتعه ی مختلف از فارس و سند وکرمان و ری و طبرستان به این شهر وارد می شد و بازرگانان کاروان سراهای مخصوص به خود ساخته بودند از روزگار طاهریان و اوایل قرن سوم این شهر قرارگاه امرای خراسان گشت .ودر روزگارسامانیان اگرچه پایتخت، شهر بخارا بود باز هم نیشابور اهمیت سیاسی خود راحفظ کرد . اکثریت نیشابوریان شافعی مذهب بودند و عده ای از مذهب شیعه وحنفی و کرامی پیروی می کردند و کرامیان در عهد محمود غزنوی نیروگرفتند و سخت به جان شیعیان افتادند از طوایف غیر مسلمان عده ای یهودی و مسیحی نیز در این شهر می زیستند . 

از لحاظ فرهنگی و نشر علوم و معارف و ادبیات عربی و فارسی نیشابور حائز رتبه ی اول و مانند بغداد و بخارا شهری برتر بود  وعده ی بسیاری از فقها، محدثین، حکما ،متکلمین و ........ در این شهر به نشر علوم و ادب و تربیت اخلاقی و تهذیب نفوس مشغول بودند.تأسیس مراکز و بناء مؤسسات علمی نمونه ای دیگری ازعلاقه و اهتمام نیشابوریان به علوم است و ظاهراً قدیمی ترین مؤسسه ی علمی در نیشابور بنیان گذاشته شده است و از آن پس مدارس بسیاری در این شهر ساخته شده .صوفیه نیز در خانقاه های خود در این شهر به تعلیم مبانی دین و اصول طریقت مشغول بودند.

         از آن چه گفتیم به خوبی روشن می شود که شهر نیشابور در اواخر قرن چهارم و پنجم یکی از مراکز علمی و دینی بزرگ جهان بوده و وسایل تحصیل از هر جهت برای طالبان علم و خداجویان صوفی نهاد فراهم بوده است .

به نقل ازرساله ی قشیریه