درس اول: (ما هم چنان در اول وصف تو مانده­ایم)

1- منظور از تقصیر کوتاهی در عبادت است. 2- الف) رحمت: باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده، وظیفه­ی روزی به خطای منکر نبرد .

ب) بخشایش گری: کرم بین و لطف خداوند گار       گنه بنده کرده است او شرمسار

پرده­ی نامو س بندگان به گناه فاحش ندرد

 3- همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار/ شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

4- دامنم از دست برفت 5- مه طاسک گردن سمندت / شب طره­ی پرچم سیاهت 6- مسجع  و فنی ، زیرا در آن انواع سجع ، تشبیهات ، استعارات و توصیفات شاعرانه به کار رفته است. 7- به عهده­ی دانش آموز ان است.

 

درس دوم: (رزم رستم و اسفندیار)

1- بیانگر حالت افسوس و ناراحتی از جنگ با اسفندیار و پند و نصیحت 2- دو پهلوان از جنگ تن به تن خودداری کنند و جنگ را به عهده­ی دو لشگر بگذارند 3- آرایه­ی استعاره : چو نزدیک گشتند پیر و جوان  دو شیر سرافراز و دو پهلوان

تضاد و جناس: برآن گونه رفتند هردو به رزم       تو گفتی که اندر جهان نیست بزم

4- پا فشاری کنم. 5- به عهده­ی دانش­آموزان است 6- الف- داستانی : ماجرای نبرد رستم و اسفندیار شکلی داستانی و روایی دارد. ب- قهرمانی : شخصیت­های این داستان رستم و اسفندیار قهرمانان برجسته و برترند.

پ- ملی: اشاراتی در داستان نظیر شیوه­ی نبرد و ابزارهای جنگی و باورهای ملی نظیر تأثیر سرنوشت

ت- خرق عادت: رویین تنی اسفندیار و حضور سیمرغ

 

درس سوم: ( کمال الملک)

1- الف- کمال­الملک : در این عصر نو که اعلی حضرت اصول نوینی بنامی­کنند حقاً رسم تازه­ای است که ملوک مددکار ملک­الموت باشند. ب- با حکم اعدام دیگر سر افرازمان می­کنید پ- هر سه مورد امتیاز مخصوصی است که سلطنت به اهل هنر می­دهند. 2- چاپلوس و متملق و خوش­آمد­گو 3-زبان محاوره ای و شکسته­ی رضا خان به ویژه کاربرد واژگان و فعل­ها بیانگراستبداد رأی اوست و نیز زبان محاوره­ای تدین شخصیت چاپلوس اورا نشان می­دهد. زبان رسمی و ادبی کمال­الملک مبین شخصیت هنری و فرهیخته­ی اوست.

3- استبداد رضاخان: پهلوی اهل من بمیرم تو بمیری نیست و یا امر امر ماست مجلس و عدلیه و دولت  تعارفه

تملق درباریان: گوشت بشه به تنتون ان شا… ( خطاب تدین به رضاخان)

تابلوی خو را از روی بوم برداشت . به زمین گذاشت و هنر یار محمد را ستود . این کار او از یک سو نشانه­ی تواضع کمال­الملک و از سوی دیگر ارج نهادن به هنر مردمی است.

 

درس چهارم (گاو)

1- آفتاب از سوراخ پشت بام افتاده بود روی تیر وسط طویله و فانوس دود زده و طناب چرکینی را روشن کرده بود…….تا به نظر می­رسید طنابی را پیچیده و در حلقش فرو کرده بودند.

2-- به سبب وابستگی شدید اقتصادی وروانی به گاو 3- مسخ و از خود بیگانگی ، قهرمان اصلی داستان به سبب شرایط ویژه­ی زندگی روستایی و فقیرانه­ی خود نمی­­تواند مرگ گاو را باور کند و در تصورش خود را گاو می­پندارد و از هویت خود تهی می گردد. 4- تشابه دوداستان در این است که شخصیت­های اصلی هر کدام به دلیلی دچار از خود بیگانگی می­شوند و خود را گاو می­پندارند تفاوت دو داستان در این است که در داستان چهار مقاله شخصیت اصلی شاهزاده­ای است که با تدبیر بوعلی درمان می­شود و در داستان ساعدی روستایی فقیری است که جان بر سر ذهنیت خویش می­نهد. هدف نظامی عروضی نمودن قدرت بوعلی در پزشکی است ولی هدف ساعدی ترسیم چهره­ی فقر روستایی است.

 

درس پنجم: ( گل­دسته­ها و فلک)

1-گل­دسته­ها: بچه­ها / گل­دسته­ی مسجد   فلک: آسمان/ ابزار تنبیه 2- لحن محاوره­ای وکودکانه است نویسنده با استفاده از واژگان عامیانه و نحو جملات به گونه­ای کاربرد کودکانه و صمیمی ، داستان پرداخته است . و هر کدام از شخصیت­های داستان لحن ویژه و سازگار با شخصیت خود را دارا می­باشند. 3- نمادین است زیرا واژه­های به کار رفته در درس و شخصیت­ها هر کدام نماد وسمبل هستند به عنوان مثال فلک،  نماد اوج و تعالی است . روای داستان نماد انسان شجاع و جستجوگر که سرانجام به هدف خود می­رسد اصغر نماد انسان­های پرمدعا و ناتوان و ترسوست.

4- راوی: کنجکاو و پویا و جستجوگرو کمال گراست و اصغر نماد یک شخصیت ترسو و محافظه کار و دنباله رو و پر مدعاست.5- در جملات نخستین داستان پیام اصلی نویسنده که تعالی و کمال گرایی است مطرح می­­شود.

 

درس ششم: (قاضی بست)

1- دو دلیل بیان کرد، نخست آن که من فرزند پدری هستم که به خاطر ترس از حساب و کتاب  قیامت از پذیرفتن هدیه سرباز زد و دوم آن که به اندک مالی که دارم قانعم و برایم کافی است و زیادت نمی­خواهم.

2- آزادگی و عزت نفس قاضی بست و نیز اعتراض و بیان تردید او نسبت به مشروعیت جنگ­ها و حکومت محمود غزنوی 3- در قیامت من باید مؤاخذه گردم4- پرهیزگاری و عزت نفس پرهیز از امور حرام و شبهه­ناک

5- جابه جایی ارکان جمله ، ایجاز و کوتاهی جملات ، سادگی و روانی جملات ، کاربرد واژگان عربی ، ذکر جزئیات دقیق وقایع ، تنوع افعال ، موسیقی دلنشین کلام.

 

درس هفتم: (بیهقی و هنر نویسندگی او)

1-زیرا بیهقی ، اشخاص داستان و ویژگی­های آن ­ها را مانند یک داستان و رمان به خوبی به تصویر کشیده است و خواننده از تمامی آن­ها مطلع است. 2- هیئت ، لباس و وضع ظاهر اشخاص 3- الف- محبوبیت حسنک در بین مردم که مردم حاضرنشدند به او سنگ بزنند ، ساختگی بودن محاکمه و اعدام حسنک و این که در ادوار مختلف تاریخی همواره افراد مزد بگیر در خدمت اهداف حکومت­های نامشروع بوده­اند. 4- از سویی تاریخ خود را از یک نواختی به در آورد و خستگی خواننده را برطرف سازد و از سوی دیگر موجب پندآموزی و عبرت خوانندگان گردد.

 

درس هشتم: ( خون خورشید)

1- شب همه جا دامن گسترده بود . دشت سینه­ی وسیع و داغش را در برابر وزش نسیم ملایمی قرار داده بود . نسیمی آهسته و آرام به روی سینه­اش می­خزید و دامن کشان می­گذشت. صدایی گرم و جان بخش از میان خیمه­ای بیرون می­خزید و آرام و آهسته به گوش جان می­نشست . کاروانیان سراپا گوش بودند . نوایی بود که تا ژرفای دل ها رسوخ می­کرد و رنگ غم و اندوه را می­زدود.

2- بله زیرا به غیر از زمینه ی داستانی ، دیگر زمینه­ها و ویژگی­های یک حماسه را تقریباً داراست مانند قهرمانی (امام خمینی ) ملی و قومی ( مبارزه به خاطر وطن و راندن متجاوزان اشغالگر)

3- فرعونیان وقبطیان: اسرائیلیان     موسی: امام خمینی  4- پیر: حبیب بن مظاهر و انس بن حارث

جوان: حضرت قاسم(ع) فرزند امام حسن مجتبی(ع) 5- جناس تام  جولان و جولان جناس ناقص حرکتی: رٌفت و رُفت و...

 

درس نهم ( تپه­ی برهانی)

شجاع ، ایثارگر ، متکی به نفس ، صبور و پایدار 2- رزمنده­ای شجاع  متکی به نفس ، صبور و پایدار است3- پاتک : ضد حمله (تک :حمله) انهدام نیرو: نابود کردن دشمن عمل کردن: حمله کردن و جنگیدن / انفجار ماده­ی منفجره از قبیل گلوله ، مین، نارنجک 4- دعوت به مقاومت و الگو پذیری رزمندگان از یک دیگر5- دو مرغ رها / دو صف از یاکریم 6- به دلیل این­که جانباز از یک بصیرت باطنی و وسعت دید برخوردار است که آفتاب در برابر آن خار و خس زائدی بیش نیست. در ضمن آزاردهندگی اشعه­ی خورشید وشباهت آن به خار وتیغ قابل تأمّل است.

 

درس دهم (ترانه ی من)

 1- چون ولادت و وجود مانند گوهری از نور پاک و ارزشمند است. 2- مقصود از تاج جوانی و منظور از موهبت همان نعمت و توانایی­های جوانی است. 3- مرجع تو : خود شاعر ( اشعار و ترانه­های شکسپیر) 4- دست یافتن به راز موفقیت 5 – در عمل و طی ماجرایی که رخ داد 6- به عهده­ی دانش­آموزان است.

 

درس یازدهم (ققنوس)

1- سود جویی و کسب در آمد بیشتر 2- زاویه­ی دید : سوم شخص (دانای کل )درون مایه : نابودی هویّت یک ملت بر اثر سود جویی نقطه­ی اوج انتهای داستان که ققنوس در آتش می­سوزد و خود و مردم را می­سوزاند و نابود می­کند

تفاوت­ها: داستان ققنوس درس به نثر است ولی حکایت منطق­الطیرمنظوم. حکایت منطق­الطیر کوتاه و موجز است ولی آنچه در درس آمده است نسبتاً طولانی است. اصل ققنوس در داستان درس، عربستان است ولی در منطق­الطیر از هندوستان است . در حکایت منطق­الطیر خوش آوازی و نیز منقار شگفت ققنوس توصیف شده­است.

4- خدا به انسان می­گوید : « شفایت می­دهم / از این رو آسیبت می­رسانم/ دوستت دارم / از این رو مکافاتت می­کنم

5- کسانی که به حقیقت پشت می­کنند و دچار خود بینی می­شوند ( منکران حقیقت)

 

 

درس دوازدهم(امید دیدار)

1- رامین 2- امید باعث زندگی و جان تازه بخشیدن به عاشق است.3-زیرا بیان احساسات عاشقانه است. 4-  عشق و دردمندی شاعر، اسرار عشق میان عاشق و معشوق. 5- زیرا صبح را از آن جهت با بارگاه محبوب انس و الفت دارد صادق و امین می­داند.6- با بیت اول ارتباط دارد هر دو بیت هم وزن و دارای قافیه و ردیف مشترک هستند در شعر حافظ مخاطب باد صباست که به هدهد تشبیه شده­است . ولی مخاطب خاقانی دم صبح است . تناسب­­ها در شعر حافظ بیشتر اشت از جمله حافظ با استفاده از آرایه­ی تلمیح به معنی شعر عمق و وسعت بخشیده است در مجموع بیت حافظ نسبت به بیت خاقانی از زیبایی­های ادبی بیشتری برخوداراست.

 

درس سیزدهم (پروانه­ی بی پروا)

1- پروانه­ی اول و دوم ، زیرا ناقد شناخت را هنگامی کامل می­داند که طالب خود را در معشوق و مطلوب فانی کند

2- مرجع او آتش در مصراع اول است. 3- مضمون دو بیت آخر هر دو شعر این است که تنها کسی می­تواند از معرفت بهره­مند گردد که خود را در راه طلب فنا کند و آن کس که به چنین درجه از معرفت دست یافت، ادعایی ندارد. با این تفاوت که سعدی مرغ سحر را با پروانه مقایسه کرده­است و عطار چند پروانه را با یکدیگر. 4- با بیت اول

5- خمش ایهام دارد الف- خاموش باش   ب- تخلص مولانا 6- بدون عنایت حق هر توفیقی عاریتی دروغین و مردم فریبی است.

 

درس چهاردهم (کبوتر طوقدار)

1- در متن کبوتر طوقدار به موضوع تعاون و همکاری و در شعر از ماست که بر ماست به نفی غرور و خودبینی پرداخته شده­است و از آن جهت که هرکدام یک ارزش اجتماعی در فرهنگ ما محسوب می­شوند، در این فصل آمده­اند. 2- هر یک خود را می­کوشید (می­کوشیدند) 3- مسئولیت رهبری یعنی رهبران و بزرگان باید حق پیروان و مریدان و رهروان خود را به شایستگی ادا کنند و به وظایف خودعمل نمایند

4- نخست خستگی موش اگر از بندهای مطوقه شروع کند .دوم لزوم پای بندی به تعاون و همکاری در سختی­ها و بلایا و نیز در رهایی و آسایش

 

درس پانزدهم (نوروز)

1- زیرا عقل هر چیز را از دید مصلحت و منفعت آن می­نگرد .طبعاً با تکرار مخالف است و تکرار برایش ملال آور خواهد بود اما احساس قلمرو درک زیبایی است و تکرار زیبایی لذت بخش است.

2- طبیعت 3- نوروز از یک سو با فطرت انسانی پیوند دارد و از سوی دیگر به فرهنگ و زندگی قوم ایرانی در تند باد حوادث تاریخی استحکام می­بخشد. 4- در عبارت­های پایان درس : با آنان پیمان وفا می­بندیم و امانت عشق را از آنان به ودبعه می­گذاریم که هرگز نمیریم و... بر صحیفه­ی عالم ثبت کنیم.

5- زاغی و راغی جناس در بیت اول / ترصیع در بیت چهارم و نهم / 6- تقلید کور کورانه از غرب

 

درس شانزدهم ( هجرت)

1- کُلُ یومٍ عاشورا و کُلُ ارضٍ کربلا

2- استمرار ظلم و استبداد و انتظار انقلاب 3 – تلمیح، ایهام، جناس، تشبیه و تکرار 4- پریدن پلک که نشانه­ی آمدن میهمان است 5- امام غایب کمال عشق است ابیات چهارم و هفتم 6- حضرت مهدی(عج) 7- متناقض نما برجسته­ترین آرایه­ی بیت است اما در این بیت مراعات نظیر، تشبیه و ایهام نیز وجود دارد.

8- شعر سپید وزن عروضی ندارد/ دارای آهنگ است /جای قافیه­ها درآن مشخص نیست.

 

درس هفدهم ( قاصدک)

1-امید فرزند شهید 2- انتهای داستان که قاصدک ها نورانی وارد اتاق می­شوند 3- شگفتی و تعجب 4- به دودلیل : نخست آن که امید به برگشتن پدر امیدواراست و دوم آن که چشم امید مادر به اوست. 5- زاویه­ی دید : اول شخص که گاهی درآن نوعی تک گفتاری درونی نیز دیده می­شود.شخصیت­های داستان: امید فرزند شهید، آذر همسر شهیدو هاشم شهید، هسته یا طرح داستان : آرزوی دیدار پدر رزمنده و تلاش مادر برای آرامش فرزند نقطه­ی اوج : ورود نور آبی و هجوم قاصدک ها به داخل اتاق

 

درس هجدهم: ( نیاز روحانی)

1- نورانی بودن، وسعت شخصیت ، غم­خواری بشریت، بیدارگری و ماندگاری پیام و اندیشه­های امام 2- ماندگاری و جاودانگی کلام و پیام امام 3- خود اتهامی 4- بیت دوم رباعی ساز شکسته 5- به استناد حدیث قدسی « ان الله فی قلوب منکسره » که خداوند قلب­های شکسته­ی بندگان را جایگاه خویش خوانده است زیرا دل شکسته آماده­ی پذیرش انوار الهی است. 5- رباعی تقدیمی ، هزار و هزار / بار وباد  رباعی موج بلند، سنگین و رنگین

 

درس نوزدهم : (بخوان)

1- با استفاده از شیوه­ی توصیف و داستان نویسی 2- فضای اختناق و جهل مکه در عصر جاهلیت 3- سیره­ی ابن هشام از آثار قدیم و سیرت رسوالله از دکتر عباس زر یاب خویی از آثار معاصر.4- دوبیت اول: با انتهای متن که جبرئیل از حضرت رسول(ص) می­خواهد که بخواند اما رسول الله پاسخ می­دهند که نمی­توانم بخوانم و نیز بیت سوم: با بند چهارم صفحه­ی154 عربی که آهسته محمد را ……. 

 

5- درس بیستم ( بوی جوی مولیان)

1- نویسنده با لحن طنز آمیز برآن است که یادآور شود رضاخان ابتدا شاه نبود و سپس نیز از شاهی خلع شد؛ یعنی ناپایداری حکومت رضاخان 2- درگوشه ی یک اتاق پر کارمند ، صندلی و میزی به دست آوردم و به جمع و تفریق پرداختم . شاهین تیزبال افق­ها بودم ، زنبوری طفیلی شدم و به کنجی پناه آوردم. 3- به ماجرای سروده شدن غزل مشهور بوی جوب مولیان رودکی و تهییج امیر سامانی به بازگشت به بخارا.یعنی همان­طور که شاه سامانی با شنیدن شعر و چنگ رودکی ، باشوق به سوی وطن بازگشت ، نامه ی برادرم همان تأثیر را روی من گذاشت و به ایل و قبیله­ی خود بازگشتم.4- الف- پدرم مرد مهمی نبود . اشتباهاً تبعید شد .دارو ندارما هم اشتباهاً به دست حضرات دولتی و ملّتی به یغما رفت. پس از عزیمت ر­ ضاشاه که قبلاً رضاخان بود و بعداً هم رضاخان شد همه ی تبعیدی­ها رها شدند.5- به عهده ی دانش آموزان است.

 

درس بیست و یکم (اقلیم عشق)

1- کنایه: پابرهنه ، پای بر فرق چیزی گذاشتن / جناس: فرق و فرقد/ تشخیص: فرق فرقدان/ تناسب: فرق و پا

2- جان گداختن در آتش عشق 3- ابیات یازدهم و سیزدهم 4- بدیهی بودن حقیقت 5- بیت نوزدهم 6- بیت­های 12و 13/ 23و24و25و26و27.

 

درس بیست و دوم (موسی و شبان)

1- بیت 15 ، مصراع دوم 2- بیت 15 مصراع اول 3- رسالت پیامبران اتصال بندگان به خداوند است نه جدا کردن آنان از خدا با بایدها و نبایدها 4- جود بر بندگان  5- وحی و دریافت شهودی موسی ؛ یعنی حقایق وحی شده ، تنها به صورت گفتار بر موسی نازل نمی­شد بلکه گویی موسی آن حقایق را می­دید

6- هیچ آدابی و ترتیبی مجو          هرچه می­خواهد دل تنگت بگو

 

درس بیست و سوم (شبنم عشق)

1- دل محصول آمیختگی عشق الهی و روح انسانی است 2- زیرا خداوندابلیس را به دل آدمی راه نداد و دست رد به رویش باز نهادند 3- دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند   گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند و یا

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد       عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد