پاسخ خودآزمایی های ادبیات(3)تجربی وریاضی
درس اول: (ما هم چنان در اول وصف تو ماندهایم)
1- منظور از تقصیر کوتاهی در عبادت است. 2- الف) رحمت: باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده، وظیفهی روزی به خطای منکر نبرد .
ب) بخشایش گری: کرم بین و لطف خداوند گار گنه بنده کرده است او شرمسار
پردهی نامو س بندگان به گناه فاحش ندرد
3- همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار/ شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
4- دامنم از دست برفت 5- مه طاسک گردن سمندت / شب طرهی پرچم سیاهت 6- مسجع و فنی ، زیرا در آن انواع سجع ، تشبیهات ، استعارات و توصیفات شاعرانه به کار رفته است. 7- به عهدهی دانش آموز ان است.
درس دوم: (رزم رستم و اسفندیار)
1- بیانگر حالت افسوس و ناراحتی از جنگ با اسفندیار و پند و نصیحت 2- دو پهلوان از جنگ تن به تن خودداری کنند و جنگ را به عهدهی دو لشگر بگذارند 3- آرایهی استعاره : چو نزدیک گشتند پیر و جوان دو شیر سرافراز و دو پهلوان
تضاد و جناس: برآن گونه رفتند هردو به رزم تو گفتی که اندر جهان نیست بزم
4- پا فشاری کنم. 5- به عهدهی دانشآموزان است 6- الف- داستانی : ماجرای نبرد رستم و اسفندیار شکلی داستانی و روایی دارد. ب- قهرمانی : شخصیتهای این داستان رستم و اسفندیار قهرمانان برجسته و برترند.
پ- ملی: اشاراتی در داستان نظیر شیوهی نبرد و ابزارهای جنگی و باورهای ملی نظیر تأثیر سرنوشت
ت- خرق عادت: رویین تنی اسفندیار و حضور سیمرغ
درس سوم: ( کمال الملک)
1- الف- کمالالملک : در این عصر نو که اعلی حضرت اصول نوینی بنامیکنند حقاً رسم تازهای است که ملوک مددکار ملکالموت باشند. ب- با حکم اعدام دیگر سر افرازمان میکنید پ- هر سه مورد امتیاز مخصوصی است که سلطنت به اهل هنر میدهند. 2- چاپلوس و متملق و خوشآمدگو 3-زبان محاوره ای و شکستهی رضا خان به ویژه کاربرد واژگان و فعلها بیانگراستبداد رأی اوست و نیز زبان محاورهای تدین شخصیت چاپلوس اورا نشان میدهد. زبان رسمی و ادبی کمالالملک مبین شخصیت هنری و فرهیختهی اوست.
3- استبداد رضاخان: پهلوی اهل من بمیرم تو بمیری نیست و یا امر امر ماست مجلس و عدلیه و دولت تعارفه
تملق درباریان: گوشت بشه به تنتون ان شا… ( خطاب تدین به رضاخان)
تابلوی خو را از روی بوم برداشت . به زمین گذاشت و هنر یار محمد را ستود . این کار او از یک سو نشانهی تواضع کمالالملک و از سوی دیگر ارج نهادن به هنر مردمی است.
درس چهارم (گاو)
1- آفتاب از سوراخ پشت بام افتاده بود روی تیر وسط طویله و فانوس دود زده و طناب چرکینی را روشن کرده بود…….تا به نظر میرسید طنابی را پیچیده و در حلقش فرو کرده بودند.
2-- به سبب وابستگی شدید اقتصادی وروانی به گاو 3- مسخ و از خود بیگانگی ، قهرمان اصلی داستان به سبب شرایط ویژهی زندگی روستایی و فقیرانهی خود نمیتواند مرگ گاو را باور کند و در تصورش خود را گاو میپندارد و از هویت خود تهی می گردد. 4- تشابه دوداستان در این است که شخصیتهای اصلی هر کدام به دلیلی دچار از خود بیگانگی میشوند و خود را گاو میپندارند تفاوت دو داستان در این است که در داستان چهار مقاله شخصیت اصلی شاهزادهای است که با تدبیر بوعلی درمان میشود و در داستان ساعدی روستایی فقیری است که جان بر سر ذهنیت خویش مینهد. هدف نظامی عروضی نمودن قدرت بوعلی در پزشکی است ولی هدف ساعدی ترسیم چهرهی فقر روستایی است.
درس پنجم: ( گلدستهها و فلک)
1-گلدستهها: بچهها / گلدستهی مسجد فلک: آسمان/ ابزار تنبیه 2- لحن محاورهای وکودکانه است نویسنده با استفاده از واژگان عامیانه و نحو جملات به گونهای کاربرد کودکانه و صمیمی ، داستان پرداخته است . و هر کدام از شخصیتهای داستان لحن ویژه و سازگار با شخصیت خود را دارا میباشند. 3- نمادین است زیرا واژههای به کار رفته در درس و شخصیتها هر کدام نماد وسمبل هستند به عنوان مثال فلک، نماد اوج و تعالی است . روای داستان نماد انسان شجاع و جستجوگر که سرانجام به هدف خود میرسد اصغر نماد انسانهای پرمدعا و ناتوان و ترسوست.
4- راوی: کنجکاو و پویا و جستجوگرو کمال گراست و اصغر نماد یک شخصیت ترسو و محافظه کار و دنباله رو و پر مدعاست.5- در جملات نخستین داستان پیام اصلی نویسنده که تعالی و کمال گرایی است مطرح میشود.
درس ششم: (قاضی بست)
1- دو دلیل بیان کرد، نخست آن که من فرزند پدری هستم که به خاطر ترس از حساب و کتاب قیامت از پذیرفتن هدیه سرباز زد و دوم آن که به اندک مالی که دارم قانعم و برایم کافی است و زیادت نمیخواهم.
2- آزادگی و عزت نفس قاضی بست و نیز اعتراض و بیان تردید او نسبت به مشروعیت جنگها و حکومت محمود غزنوی 3- در قیامت من باید مؤاخذه گردم4- پرهیزگاری و عزت نفس پرهیز از امور حرام و شبههناک
5- جابه جایی ارکان جمله ، ایجاز و کوتاهی جملات ، سادگی و روانی جملات ، کاربرد واژگان عربی ، ذکر جزئیات دقیق وقایع ، تنوع افعال ، موسیقی دلنشین کلام.
درس هفتم: (بیهقی و هنر نویسندگی او)
1-زیرا بیهقی ، اشخاص داستان و ویژگیهای آن ها را مانند یک داستان و رمان به خوبی به تصویر کشیده است و خواننده از تمامی آنها مطلع است. 2- هیئت ، لباس و وضع ظاهر اشخاص 3- الف- محبوبیت حسنک در بین مردم که مردم حاضرنشدند به او سنگ بزنند ، ساختگی بودن محاکمه و اعدام حسنک و این که در ادوار مختلف تاریخی همواره افراد مزد بگیر در خدمت اهداف حکومتهای نامشروع بودهاند. 4- از سویی تاریخ خود را از یک نواختی به در آورد و خستگی خواننده را برطرف سازد و از سوی دیگر موجب پندآموزی و عبرت خوانندگان گردد.
درس هشتم: ( خون خورشید)
1- شب همه جا دامن گسترده بود . دشت سینهی وسیع و داغش را در برابر وزش نسیم ملایمی قرار داده بود . نسیمی آهسته و آرام به روی سینهاش میخزید و دامن کشان میگذشت. صدایی گرم و جان بخش از میان خیمهای بیرون میخزید و آرام و آهسته به گوش جان مینشست . کاروانیان سراپا گوش بودند . نوایی بود که تا ژرفای دل ها رسوخ میکرد و رنگ غم و اندوه را میزدود.
2- بله زیرا به غیر از زمینه ی داستانی ، دیگر زمینهها و ویژگیهای یک حماسه را تقریباً داراست مانند قهرمانی (امام خمینی ) ملی و قومی ( مبارزه به خاطر وطن و راندن متجاوزان اشغالگر)
3- فرعونیان وقبطیان: اسرائیلیان موسی: امام خمینی 4- پیر: حبیب بن مظاهر و انس بن حارث
جوان: حضرت قاسم(ع) فرزند امام حسن مجتبی(ع) 5- جناس تام جولان و جولان جناس ناقص حرکتی: رٌفت و رُفت و...
درس نهم ( تپهی برهانی)
شجاع ، ایثارگر ، متکی به نفس ، صبور و پایدار 2- رزمندهای شجاع متکی به نفس ، صبور و پایدار است3- پاتک : ضد حمله (تک :حمله) انهدام نیرو: نابود کردن دشمن عمل کردن: حمله کردن و جنگیدن / انفجار مادهی منفجره از قبیل گلوله ، مین، نارنجک 4- دعوت به مقاومت و الگو پذیری رزمندگان از یک دیگر5- دو مرغ رها / دو صف از یاکریم 6- به دلیل اینکه جانباز از یک بصیرت باطنی و وسعت دید برخوردار است که آفتاب در برابر آن خار و خس زائدی بیش نیست. در ضمن آزاردهندگی اشعهی خورشید وشباهت آن به خار وتیغ قابل تأمّل است.
درس دهم (ترانه ی من)
1- چون ولادت و وجود مانند گوهری از نور پاک و ارزشمند است. 2- مقصود از تاج جوانی و منظور از موهبت همان نعمت و تواناییهای جوانی است. 3- مرجع تو : خود شاعر ( اشعار و ترانههای شکسپیر) 4- دست یافتن به راز موفقیت 5 – در عمل و طی ماجرایی که رخ داد 6- به عهدهی دانشآموزان است.
درس یازدهم (ققنوس)
1- سود جویی و کسب در آمد بیشتر 2- زاویهی دید : سوم شخص (دانای کل )درون مایه : نابودی هویّت یک ملت بر اثر سود جویی نقطهی اوج انتهای داستان که ققنوس در آتش میسوزد و خود و مردم را میسوزاند و نابود میکند
تفاوتها: داستان ققنوس درس به نثر است ولی حکایت منطقالطیرمنظوم. حکایت منطقالطیر کوتاه و موجز است ولی آنچه در درس آمده است نسبتاً طولانی است. اصل ققنوس در داستان درس، عربستان است ولی در منطقالطیر از هندوستان است . در حکایت منطقالطیر خوش آوازی و نیز منقار شگفت ققنوس توصیف شدهاست.
4- خدا به انسان میگوید : « شفایت میدهم / از این رو آسیبت میرسانم/ دوستت دارم / از این رو مکافاتت میکنم
5- کسانی که به حقیقت پشت میکنند و دچار خود بینی میشوند ( منکران حقیقت)
درس دوازدهم(امید دیدار)
1- رامین 2- امید باعث زندگی و جان تازه بخشیدن به عاشق است.3-زیرا بیان احساسات عاشقانه است. 4- عشق و دردمندی شاعر، اسرار عشق میان عاشق و معشوق. 5- زیرا صبح را از آن جهت با بارگاه محبوب انس و الفت دارد صادق و امین میداند.6- با بیت اول ارتباط دارد هر دو بیت هم وزن و دارای قافیه و ردیف مشترک هستند در شعر حافظ مخاطب باد صباست که به هدهد تشبیه شدهاست . ولی مخاطب خاقانی دم صبح است . تناسبها در شعر حافظ بیشتر اشت از جمله حافظ با استفاده از آرایهی تلمیح به معنی شعر عمق و وسعت بخشیده است در مجموع بیت حافظ نسبت به بیت خاقانی از زیباییهای ادبی بیشتری برخوداراست.
درس سیزدهم (پروانهی بی پروا)
1- پروانهی اول و دوم ، زیرا ناقد شناخت را هنگامی کامل میداند که طالب خود را در معشوق و مطلوب فانی کند
2- مرجع او آتش در مصراع اول است. 3- مضمون دو بیت آخر هر دو شعر این است که تنها کسی میتواند از معرفت بهرهمند گردد که خود را در راه طلب فنا کند و آن کس که به چنین درجه از معرفت دست یافت، ادعایی ندارد. با این تفاوت که سعدی مرغ سحر را با پروانه مقایسه کردهاست و عطار چند پروانه را با یکدیگر. 4- با بیت اول
5- خمش ایهام دارد الف- خاموش باش ب- تخلص مولانا 6- بدون عنایت حق هر توفیقی عاریتی دروغین و مردم فریبی است.
درس چهاردهم (کبوتر طوقدار)
1- در متن کبوتر طوقدار به موضوع تعاون و همکاری و در شعر از ماست که بر ماست به نفی غرور و خودبینی پرداخته شدهاست و از آن جهت که هرکدام یک ارزش اجتماعی در فرهنگ ما محسوب میشوند، در این فصل آمدهاند. 2- هر یک خود را میکوشید (میکوشیدند) 3- مسئولیت رهبری یعنی رهبران و بزرگان باید حق پیروان و مریدان و رهروان خود را به شایستگی ادا کنند و به وظایف خودعمل نمایند
4- نخست خستگی موش اگر از بندهای مطوقه شروع کند .دوم لزوم پای بندی به تعاون و همکاری در سختیها و بلایا و نیز در رهایی و آسایش
درس پانزدهم (نوروز)
1- زیرا عقل هر چیز را از دید مصلحت و منفعت آن مینگرد .طبعاً با تکرار مخالف است و تکرار برایش ملال آور خواهد بود اما احساس قلمرو درک زیبایی است و تکرار زیبایی لذت بخش است.
2- طبیعت 3- نوروز از یک سو با فطرت انسانی پیوند دارد و از سوی دیگر به فرهنگ و زندگی قوم ایرانی در تند باد حوادث تاریخی استحکام میبخشد. 4- در عبارتهای پایان درس : با آنان پیمان وفا میبندیم و امانت عشق را از آنان به ودبعه میگذاریم که هرگز نمیریم و... بر صحیفهی عالم ثبت کنیم.
5- زاغی و راغی جناس در بیت اول / ترصیع در بیت چهارم و نهم / 6- تقلید کور کورانه از غرب
درس شانزدهم ( هجرت)
1- کُلُ یومٍ عاشورا و کُلُ ارضٍ کربلا
2- استمرار ظلم و استبداد و انتظار انقلاب 3 – تلمیح، ایهام، جناس، تشبیه و تکرار 4- پریدن پلک که نشانهی آمدن میهمان است 5- امام غایب کمال عشق است ابیات چهارم و هفتم 6- حضرت مهدی(عج) 7- متناقض نما برجستهترین آرایهی بیت است اما در این بیت مراعات نظیر، تشبیه و ایهام نیز وجود دارد.
8- شعر سپید وزن عروضی ندارد/ دارای آهنگ است /جای قافیهها درآن مشخص نیست.
درس هفدهم ( قاصدک)
1-امید فرزند شهید 2- انتهای داستان که قاصدک ها نورانی وارد اتاق میشوند 3- شگفتی و تعجب 4- به دودلیل : نخست آن که امید به برگشتن پدر امیدواراست و دوم آن که چشم امید مادر به اوست. 5- زاویهی دید : اول شخص که گاهی درآن نوعی تک گفتاری درونی نیز دیده میشود.شخصیتهای داستان: امید فرزند شهید، آذر همسر شهیدو هاشم شهید، هسته یا طرح داستان : آرزوی دیدار پدر رزمنده و تلاش مادر برای آرامش فرزند نقطهی اوج : ورود نور آبی و هجوم قاصدک ها به داخل اتاق
درس هجدهم: ( نیاز روحانی)
1- نورانی بودن، وسعت شخصیت ، غمخواری بشریت، بیدارگری و ماندگاری پیام و اندیشههای امام 2- ماندگاری و جاودانگی کلام و پیام امام 3- خود اتهامی 4- بیت دوم رباعی ساز شکسته 5- به استناد حدیث قدسی « ان الله فی قلوب منکسره » که خداوند قلبهای شکستهی بندگان را جایگاه خویش خوانده است زیرا دل شکسته آمادهی پذیرش انوار الهی است. 5- رباعی تقدیمی ، هزار و هزار / بار وباد رباعی موج بلند، سنگین و رنگین
درس نوزدهم : (بخوان)
1- با استفاده از شیوهی توصیف و داستان نویسی 2- فضای اختناق و جهل مکه در عصر جاهلیت 3- سیرهی ابن هشام از آثار قدیم و سیرت رسوالله از دکتر عباس زر یاب خویی از آثار معاصر.4- دوبیت اول: با انتهای متن که جبرئیل از حضرت رسول(ص) میخواهد که بخواند اما رسول الله پاسخ میدهند که نمیتوانم بخوانم و نیز بیت سوم: با بند چهارم صفحهی154 عربی که آهسته محمد را …….
5- درس بیستم ( بوی جوی مولیان)
1- نویسنده با لحن طنز آمیز برآن است که یادآور شود رضاخان ابتدا شاه نبود و سپس نیز از شاهی خلع شد؛ یعنی ناپایداری حکومت رضاخان 2- درگوشه ی یک اتاق پر کارمند ، صندلی و میزی به دست آوردم و به جمع و تفریق پرداختم . شاهین تیزبال افقها بودم ، زنبوری طفیلی شدم و به کنجی پناه آوردم. 3- به ماجرای سروده شدن غزل مشهور بوی جوب مولیان رودکی و تهییج امیر سامانی به بازگشت به بخارا.یعنی همانطور که شاه سامانی با شنیدن شعر و چنگ رودکی ، باشوق به سوی وطن بازگشت ، نامه ی برادرم همان تأثیر را روی من گذاشت و به ایل و قبیلهی خود بازگشتم.4- الف- پدرم مرد مهمی نبود . اشتباهاً تبعید شد .دارو ندارما هم اشتباهاً به دست حضرات دولتی و ملّتی به یغما رفت. پس از عزیمت ر ضاشاه که قبلاً رضاخان بود و بعداً هم رضاخان شد همه ی تبعیدیها رها شدند.5- به عهده ی دانش آموزان است.
درس بیست و یکم (اقلیم عشق)
1- کنایه: پابرهنه ، پای بر فرق چیزی گذاشتن / جناس: فرق و فرقد/ تشخیص: فرق فرقدان/ تناسب: فرق و پا
2- جان گداختن در آتش عشق 3- ابیات یازدهم و سیزدهم 4- بدیهی بودن حقیقت 5- بیت نوزدهم 6- بیتهای 12و 13/ 23و24و25و26و27.
درس بیست و دوم (موسی و شبان)
1- بیت 15 ، مصراع دوم 2- بیت 15 مصراع اول 3- رسالت پیامبران اتصال بندگان به خداوند است نه جدا کردن آنان از خدا با بایدها و نبایدها 4- جود بر بندگان 5- وحی و دریافت شهودی موسی ؛ یعنی حقایق وحی شده ، تنها به صورت گفتار بر موسی نازل نمیشد بلکه گویی موسی آن حقایق را میدید
6- هیچ آدابی و ترتیبی مجو هرچه میخواهد دل تنگت بگو
درس بیست و سوم (شبنم عشق)
1- دل محصول آمیختگی عشق الهی و روح انسانی است 2- زیرا خداوندابلیس را به دل آدمی راه نداد و دست رد به رویش باز نهادند 3- دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند و یا
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد